تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
از دست رفته است ، تا ديروز كوفه مركز خلافت و پايگاه توانايان و دولت‌مداران بود ولى اكنون پس از خيانتى كه به امام كردند از ياريش روى گردانيدند كوفه هم شهرى چون شهرهاى ديگر است و بهره و امتيازى خاص ندارد . ( 1 ) كوفيان مىبينند كه انبوه سواران شام بشهرشان سرازير ميشوند و بر آنها چيرگى مىيابند و حكومتى سخت و خشن و هراس‌آور كه بوئى از مهر و دوستى نديده در كوفه استقرار مىيابد . امام به همراهى خاندانش و ابو رافع متصدى بيت المال از كوفه كوچ كردند و كوفه بىامام در موجى از ناگوارى فرو رفت و خيمهء اندوهى سياه بر آن سايه انداخت و از هر سوى بدبختى و ويرانى و سيه‌روزى فرايش گرفت . خداوند بيمارى طاعون را در بين كوفيان شيوع داد و گروهى فراوان به اين بيمارى گرفتار شدند و جان سپردند و مغيرة بن شعبه فرماندار كوفه از ترس مرگ متوارى شد و پس از چندى كه بكوفه بازگشت طاعون بسراغش آمد و هنوز لذت حكومت را نچشيده بود كه بگودال گور سرنگون شد . « 1 » كاروان امام راهى مدينه شد و بيابان را در هم نوشت تا به دير هند رسيد « 2 » و امام از آنجا نگاهى غمگنانه بكوفه كرد و شعرى را كه نمودار شدت اندوه و اسف او بود چنين به زبان آورد :
من خانهء دوستانم را از روى دشمنى ترك نمىگويم * زيرا آنها از پايگاه و پيمان من دفاع ميكردند
« 3 » . امام كوفه را با حسرت و اندوه وداع كرد ولى از فريب‌ها
هامش
( 1 ) - مسعودى در حاشيهء كتاب ابن اثير 6 / 97 ( 2 ) - دير هند ناحيه‌اى است در حيره كه هند دختر نعمان بن منذر بن آنجا رفت و به نام او معروف گرديد . ( 3 ) - شرح ابن ابى الحديد 4 / 6