تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
( 1 ) درود خداوند بر دو پيشواى جوانان اهل بهشت باد ، خداوند به ياد فداكاريهاى آنها به هر روز و هرگاه و در آينده مسلمانان را بهره‌مند سازد و اعراب و همهء مسلمانها را تحت رهبرى و راهنمائيهاى آنان توفيق بخشد و در موقعيت دشوار كنونى به راه راستين آنها را هدايت فرمايد » « 1 » . با توجه به اين گفتار عالم بزرگ اسلامى مرحوم شرف الدين كه بدلايل محكم علمى استوار است بر ما مشخص مىشود كه اگر امام حسن ( ع ) در آن موقعيت سياه و خطرناك ، جان خود را مىباخت و قربانى مىشد ، شهادتش بدون نتيجه مىماند و حقى پايدار نميشد و باطلى نابود نمىگرديد ، زيرا معاويه با فريبكارى و نيرنگ‌بازيش مسئوليت را به گردن امام مىانداخت و خودش را در ارتكاب جرم تبرئه ميكرد و بمردم مىگفت ( من حسن را به صلح دعوت كردم ولى او نپذيرفت و خواهان جنگ بود من ميخواستم كه او زنده بماند ولى او ارادهء قتل مرا داشت ، نظر من اين بود كه خون مسلمانان ريخته نشود اما او ميخواست كه مردم در نبرد بين ما كشته شوند ) . با ظاهرسازى و رياكارى شگفت‌انگيزى كه معاويه تا آن روز از خود نشان ميداد ميتوانست بدين گونه حقايق را وارونه نشان دهد در آن صورت شهادت امام بدون اثر و بىفايده ميماند . اما شهادت جاودانهء حسين ( ع ) با موقعيت زمان و مقتضيات آن روز كاملا موافق بود زيرا يزيد تبهكار همچون پدرش مشاوران نيرنگ باز و ديپلماتى مثل عمرو عاص و مغيرة بن شعبه و مانند آنها را در حاشيهء دستگاه خود نداشت تا امور خلافتش را اداره كنند و از جهل و غرورش بكاهند و بدوران يزيد ، اين دغلبازان مرده بودند و كسى از آنها باقى نمانده بود و در اين موقعيت مناسب بود كه
هامش
( 1 ) - روزنامهء الساعه شمارهء مخصوص سيد الشهداء سال چهارم شمارهء 908 و مجلهء الغرى شمارهء مخصوص امام حسين سال نهم شمارهء 11