و ما پيش از آنكه بشرح جنايات او در زمان حكمرانيش بپردازيم اشارهاى به روشهاى ناپسند او در زمان پيامبر مىكنيم .
اين مرد نابكار در زمان پيغمبر به نفاق و سركشى معروف بود و چنان كه راويان مىنويسند ، سمره يك درخت خرما در بوستان مردى انصارى داشت و براى اين درخت هميشه مزاحم آن مرد بود ، انصارى بحضور پيامبر آمد و از مزاحمت سمره شكايت كرد ، رسول خدا سمره را خواست و به او فرمود :
- درختت را به اين مرد به فروش و پولش را بگير
- نمىفروشم
- يك درخت ديگر در برابر درختت بگير
- چنين كارى را نمىكنم
- نخلستانش را از او خريدارى كن
- اين كار را هم نمىكنم
- درخت را به من ببخش و در مقابل بهشت را برايت ضمانت مىكنم .
- چنين كارى نمىكنم
پيغمبر كه تا اين حد عناد سمره و پليدى و شر او را ديد درحالىكه بشدت ناراحت بود بمرد انصارى فرمود :
برو درختش را بينداز ، او حقى در اين باره ندارد « 1 » .
هامش
( 1 ) - شرح ابن ابى الحديد 1 / 363 ، زمخشرى در الفائق آورده است كه پيامبر بسمره فرمود تو مردى زيانرسانى ، و در اسلام زيان و زيانرسانى نيست و در روايت زراره حضرت باقر ( ع ) ميفرمايد كه پيامبر به مرد انصارى فرمود برو درختش را از بيخ بركن و به پيشش بينداز زيرا در اسلام زيان و زيانرسانى نيست و فخر المحققين در تشريح باب رهن ، تواتر اين حديث را بيان كرده است ولى تواترى كه او ادعا كرده است يا اجمالى است يا معنوى ، اما تواتر لفظى كه غير حاصل است زيرا در نقل حديث اختلاف لفظى ديده مىشود و دربارهء اين قاعده ما بطور مبسوط در جزء سوم كتاب ايضاح الكفايه سخن گفتهايم .