( 1 ) انس با خشم و اندوه گفت :
آيا ميتوان كشتههاى ثمره را به آمار آورد ؟ زياد او را در حكومت بصره بجاى خود گذاشت و بكوفه آمد و وقتى كه بازگشت ديد ، سمرة هجده هزار نفر از مردم را كشته است ، زياد به سمرة گفت :
« آيا نترسيدى كه از اين گروه لااقل يك نفرشان بىگناه باشد ؟ »
سمرهء جلاد آدمكش با كمال پرروئى و بىپروائى به آشكارا گفت :
« اگر همين اندازهء ديگر هم ميكشتم ترسى نداشتم « 1 » »
ابو سوار عدوى « 2 » مىگويد ، سمرة در يك سحرگاه از بستگان من هفتاد نفر را كه بجمع آورى قرآن پرداخته بودند كشت « 3 » .
عوف دربارهء كشتارها و بىرحمىهاى سمره ميگويد ، بهنگامى كه سمرة به همراهى سوارانش از مدينه مىآمد نزديك خانههاى بنى اسد كه رسيد ، يك نفر از خانهاش بيرون آمد ، ناگهان يكى از سواران سمره به او حمله برد و بدون جهت حربهاى بر او نواخت و بخاكش انداخت ، سواران كه گذشتند و سمره فرا رسيد آن مرد را آغشته به خون ديد ، پرسيد :
« اين كيست ؟ »
گفتند ، پيشتازان سپاه امير به او حمله بردهاند .
سمره در نهايت غرور و سركشى گفت : « هرگاه شنيديد كه سپاهيان ما مىآيند از برابر آنها بايد فرار كنيد » « 4 » .
هامش
( 1 ) - الكامل 3 / 183 ، طبرى 6 / 132
( 2 ) - ابو سوار عدوى نامش حسان بن حريث يا حريث بن حسان و يا منقذ است ، او احاديثى از امير المؤمنين و امام حسن ( ع ) روايت كرده و ديگران آن احاديث را از او روايت كردهاند بگفتهء ابن سعد و ابى داود از راويان موثق بوده است و نسائى در الكنى مىنويسد ابو سوار حسان بن حريث عدوى از راويان ثقه بوده است ( تهذيب التهذيب 12 / 123 )
( 3 ) - تاريخ طبرى 6 / 132 و كتابهاى ديگر
( 4 ) - الكامل 3 / 183 و امام شرف الدين هم در كتاب فصول المهمه ص 122 اين خبر را آورده است .