« آل ابى طالب ، دوستان من نيستند بلكه دوست من خدا و مؤمنان شايسته كارند » « 1 »
( 1 ) به همين ترتيب ، احاديثى بر ضد خاندان رسالت از طرف جاعلين روايت نقل مىشد ، همان خاندان كه خداوند پليدى را از آنها دور كرده و پاكيزهشان ساخته است و بنى اميه ميخواستند از اين راه ، نور خدا را خاموش كنند و مسلمين را از پيشوايان واقعيشان دور سازند ، پيشوايانى كه پيامبر به امامت آنها تصريح كرده و بجانشينى خود پس از مرگش در امت مسلمان معرفى فرموده است .
امام باقر دربارهء كذب و فساد اين احاديث سخن مىگفت و ميفرمود :
« روايات زشت و ننگينى دربارهء على ( ع ) و حسنين ( ع ) جعل كردهاند و خدا ميداند كه همهء آنها باطل و دروغ و بهتان است » « 2 » .
ابن ابى الحديد مىنويسد : « استاد ما ابو جعفر اسكافى گفته است كه معاويه جمعى از صحابه و تابعين را وادار كرد تا رواياتى زشت و دروغ دربارهء على ( ع ) جعل كنند تا موجب طعن و تنفر از آن حضرت باشد و در برابر جوايزى براى آنها مقرر داشت و عدهاى مانند ابو هريره و عمرو عاص و مغيرة بن شعبه و از تابعين عروة بن زبير با جعل چنين احاديثى رضايت خاطر معاويه را بدست آوردند « 3 » .
اين اقدامات معاويه كه بر ضد خاندان پيامبر صورت ميگرفت در جامعهء اسلامى ايجاد پراكندگى ميكرد و دروغ بستن بر خدا و رسول را همه جا شيوع ميداد و ياران راستين پيغمبر ، به اين اخبار گوش نميدادند و راويانش را معتمد نميدانستند چنان كه ميگويند ،
هامش
( 1 ) - شرح ابن ابى الحديد 3 / 15
( 2 ) - سليم بن قيس ص 45
( 3 ) - شرح ابن ابى الحديد 4 / 63 چاپ احياء كتب عربى