فراوان شد و در همهء شهرها پخش گرديد ، اكنون كه نامهء من بشما ميرسد ، به راويان بگوئيد رواياتى دربارهء ابو بكر و عمر بسازند زيرا من فضائل و سوابق آنها را بيشتر دوست ميدارم و چنين رواياتى چشم مرا روشن مىكند و برهان آن خاندان ( خاندان پيامبر ) را بهتر باطل مىسازد و از ستايش عثمان براى آنها سختتر و گرانتر است » .
( 1 ) فرمانداران و قاضيان معاويه اين نامه را براى مردم خواندند و حديثسازان ، دست به كار جعل روايت در ستايش أبو بكر و عمر شدند و معاويه فرمان داد كه آن احاديث را جمعآورى و نسخهبردارى كنند و رونوشتهائى براى همهء كارگزارانش در شهرها فرستاد و دستور داد آنها را روى منبرها بخوانند و در مجامع عمومى نشر دهند و بمعلمين بدهند تا جزء برنامهء دروس محصلين قرار دهند و كودكان را وادار بحفظ آنها كنند .
حكومتهاى دستنشانده محلى هم در اجراى اين دستور ، كوششى فراوان به كار بردند و همهء طبقات مردم بحفظ اين روايات ساختگى پرداختند ، حتى كودكان و زنان و خدمتكاران و سپاهيان ، چنين احاديث دروغين را از بر كردند . « 1 »
برخى از اين احاديث را بر حضرت باقر ( ع ) ، عرضه داشتند و مورد تكذيب آن حضرت قرار گرفت ، چنان كه ابان مىگويد دربارهء اين روايات به امام باقر ع گفتم :
« اصلحك اللّه ، درباره اين روايات اظهار نظر فرما » .
روايتها به اين شرح در حضور امام خوانده شد :
« پيشواى پير مردان اهل بهشت ابو بكر و عمرند » « 2 » .
هامش
( 1 ) - سليم بن قيس ص 29 ، شرح ابن ابى الحديد 3 / 15
( 2 ) - مزدوران حديثپرداز اين حديث را در برابر سخن پيامبر ساختهاند كه فرمود حسن و حسين پيشواى جوانان اهل بهشتند ، دربارهء اين حديث از امام جواد پرسيدند فرمود به خدا قسم در بهشت پيرمردى وجود ندارد بلكه همه جوانان نو رسيدهاند .