شد و امام حسن با مشاهدهء چنين نيروى عظيم و هماهنگى دانست كه هرگز نميتواند به همراه سپاهيان پست و سست و پراكندهء خود كه فريب و دروغ و خيانت بر آنها سايه افكنده ، بمقابلهء دشمن نيرومندش بپردازد .
( 1 )
ه - اطرافيان فريبكار
علاوه بر نيروى مجهز سپاهيان فراوانى كه در اختيار معاويه بود ، نيروى ديگرى هم در اطرافش بودند كه بفعاليت و توانبخشى و طرح و اجراى نقشهها و دسيسههاى خطرناك مىپرداختند ، و اين باند سياه ، همان توطئهچينان و ديپلماتها و فريبكارانى بودند كه بخاطر پول و مقام دور امير شام را گرفته بودند و كارهاى او را روبراه ميكردند ، سياستمداران زيركى مثل مغيرة بن شعبه كه دربارهء زيركى و - حقهبازيش مىگفتند « اگر شهرى هشت در داشته باشد كه فقط با نيرنگ و فريب از هر در آن بايد بيرون رفت ، مغيره از تمام اين هشت در خارج مىشود » و دربارهء مكر و سياستبازيش گفته مىشد « مغيره با هر مشكلى كه روبرو شد آن را مىگشايد و دربارهء دو كار مختلفى كه هر كس در آن به اشتباه افتد ، مغيره رأى درست خود را ميدهد » و ديگر از همدستان معاويه عمرو عاص بود كه دژ خوفناكى از مكر و خدعه بشمار ميرفت چنان كه دربارهاش مىگفتند « اگر همهء مردها فراهم آيند كسى به چيره دستى و تلاشگرى به عمرو عاص نميرسد » همين مرد سياست باز بود كه چون عثمان از كار بركنارش كرد ، پيشاپيش انقلابيون ، بر ضد عثمان به راه افتاد و مردم را از سرزمينهاى دور و نزديك به مخالفت عثمان برانگيخت و در اين باره ميگفت به خدا قسم من حتى چوپانها را بر عثمان برمىانگيزم چه رسد به بزرگان و سرشناسان عرب ، و چون خبر قتل عثمان را شنيد گفت من ابو عبد اللّه هستم كه به هر جراحتى دست زدم آن را خونين كردم . و اين همان