را به اسارت گرفت و بحضور پيامبر آورد و پيغمبر در برابر آزاديش از او فديه گرفت و به مسلمانان بخشيد ، برادرش را هم على ( ع ) بفرماندارى بصره فرستاد و او اموال بيت المال را دزديد و با آن كنيزهائى خريدارى كرد و خيال كرد كه براى او حلال است .
اين عبيد اللّه هم از طرف على ( ع ) فرماندار يمن شد ولى در حملهء بسر بن ارطاة از يمن گريخت و فرزندانش را بجاى گذاشت تا بدست دشمن كشته شدند اكنون هم مىبينيد كه چه خيانت بزرگى را مرتكب شد « 1 » .
( 1 ) قيس بن سعد با سخنان اثربخش و استوارش احساسات سپاهيان را برانگيخت و شعور و انديشهء همگى را بحقيقت گرايش داد و همه در منطق مستحكم او حقيقت را دريافتند و در شخصيتش ايمان كاملى را احساس كردند و بدرستى فهميدند كه عبيد اللّه ، سرشتى خيانتبار داشته و مورد بدگمانى بوده است زيرا اگر شعورى درست و عاطفهاى انسانى داشت هرگز از يمن فرار نمىكرد و فرزندانش را بدست جلادى چون بسر بن ارطاة نمىسپرد كه آنها را بكشد .
سپاهيان در همه جناحها ، به او پيوستند و سخنش را پذيرفتند و اعلام وفادارى كردند و گفتند :
( شكر خداى را كه او را از ميان ما بيرون برد ) « 2 »
فرماندهى سپاه ، پس از خيانت عبيد اللّه بنا بفرمان قبلى امام ،
هامش
حديثى دربارهء او آمده كه پيامبر او را براى انجام كارى فرستاد و او را مردى پشت كاردار ديد و دربارهاش دعا كرد و گفت خدايا ما را بوجود او بهرمند گردان .
كعب آخرين صحابى پيامبر است كه پس از همه در گذشته است و وقتى كه اين حديث پيامبر را برايش نقل ميكردند مىگريست و مىگفت ( از عمر درازم بهره بردند و من آخرينشان بودم )
( 1 ) - مقاتل الطالبيين
( 2 ) - مقاتل الطالبيين ص 35