بزرگ به گردن عبيد اللّه خائن و تبهكار افتاد كه انحراف ننگينش بقاياى سپاه را سراسيمه كرد و وحدت اردوگاه امام را از هم پاشيد .
چنين نقشهء خائنانهء معاويه از مهمترين عوامل پيروزى او بود كه او را به آرزوى سياهش رسانيد و بر حوادث چيرهاش ساخت و موجب از هم پاشيدگى ارتش امام و سستى ارادهء سپاهيان شد و خيانت و فريب را در نبرد حق و باطل گسترش داد .
( 1 )
سراسيمگى سپاه
سحرگاهان بقيهء سپاه ، سراغ فرمانده خود را گرفتند تا با او نماز بگزارند ولى او را نيافتند و چون از خيانت او آگاه شدند و دانستند كه به سپاه معاويه پيوسته است ، به سختى سراسيمه شدند و موجى از فتنه و ترس آنها را فرا گرفت و ميانشان اختلاف افتاد ، قيس بن سعد كه اين ماجراى زشت و سياه را ديد و فتنههاى تاريكى از فريب و خيانت را به نظر آورد كه طنابهاى خيمهء بدبختى را به روى لشكر كشيده است ، با تصميم و ارادهء قاطع ، سپاهيان را فراهم آورد و با آنها نماز گزارد و پس از آن بسخن گفتن ايستاد و بدلهاى مضطرب ، آسايش بخشيد و به راه ايمان و امانت هدايتشان كرد و گفت :
« اين عبيد اللّه و پدرش و برادرش حتى يك روز براى اسلام ، منشأ خيرى نبودهاند ، پدرش كه عموى پيامبر بود در غزوهء بدر بجنگ رسول خدا رفت تا اينكه ابو اليسر كعب بن عمرو انصارى « 1 » او
هامش
( 1 ) - كعب بن عمرو انصارى سلمى ، بعد از پيمان عقبه در جنگ بدر شركت كرد و عباس عموى پيغمبر را در جنگ اسير كرد و پرچم مشركين را از دست ابى عزيز گرفت و در جنگ صفين همراه امير المؤمنين بود و در سال پنجاه و پنج هجرى در مدينه وفات كرد ( استيعاب 4 / 215 ، تهذيب التهذيب 8 / 437 ) و او آخرين نفر از اهل بدر بود كه درگذشت و در همهء نبردهاى على ( ع ) در خدمت امام بود و بهنگام مرگ صد و بيست سال داشت . در مسند