و آن كودك ناشسته لب از شير خبر داد * مخدوم « سرائيل » به « ساعير » خبر داد « 1 »
« ربيّون » گفتند و نيوشيدند « احبار » « 2 » * از « شق » و « سطيح » « 3 » اين سخنان پرس زبانى
تا بر تو بيان سازند اسرار نهانى * گر خواب « انوشروان » تعبير ندانى « 4 »
از كنگرهء كاخش تفسير توانى * بر « عبد مسيح » « 5 » اين سخنان گر برسانى
آرد بمداين درت از شام نشانى * بر آيت ميلادِ نبى سيّد مختار
فخر دو جهان خواجهء فرخ رخ اسعد * مولاى زمان مهتر صاحبدل امجد
آن سيد مسعود و خداوند مؤيد * پيغمبر محمود ابو القاسم احمد
وصفش نتوان گفت بهفتاد مجلد * اين بس كه خدا گويد « ما كان محمد » « 6 »
بر منزلت و قدرش يزدان كند اقرار
هامش
( 1 ) - مؤلف در حاشيهء اين بيت نوشته است . بايد تحقيق شود . ناظم اشعار در بيان مطالب نيكو سرائيده ولى با من حشر داشت ابدا معتقد به اين كلمات نبوده و همه را افسانه و توجيه مىدانست . افضل الملك .
( 2 ) - ربيّون به كسر را و نه بفتح كه مؤلف اعراب كرده است و احبار هر دو عنوان علماى يهود است در عربستان و هر دو جمع است اولى جمع ربّى بر وزن طبّى و دومى جمع حبر بر وزن كبر .
( 3 ) - شقّ و سطيح نام دو كاهن عرب جاهلى است كه ولادت پيغمبر را پيشبينى كردند دربارهء سطيح اخبار عجيب در قصص جاهلى است و منجمله خلقت غير طبيعى او كه فقط سرش استخوان داشت و باقى بدنش پاره گوشتى بود كه چون بساطى پهن و جمع ميشد سطيح مصغر و بر وزن حسين است .
( 4 ) - مراد خواب پادشاه ايران است دربارهء خراب شدن 14 كنگرهء قصرش و شترانى كه اسبان را قيادت كرده به ايران وارد شدند و نظير اين معانى .
( 5 ) - عبد المسيح غسّانى از رهبانان مسيحى عربستان مقارن ظهور اسلام و خواهرزادهء سطيح كه دربارهء ولادت پيغمبر اسلام از آن دو حكاياتى در كتب و قصص و اخبار اسلامى آمده است كه در اينجا مجال ذكر آنها نيست .
( 6 ) - اشاره است به آيه شريفهء« ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ » .