رو تا بسرت جيش ابابيل نيايد * بر فرق تو و قوم تو سجّيل نيايد
تا دشمن تو مهبط جبريل نيايد * تاكيد تو در مورد « تضليل » نيايد
تا صاحب خانه نرساند به تو آزار * زنهار بترس از غضب صاحب خانه
بسپار به زودى شتر « سبط كنانه » « 1 » * برگرد از اين راه و مجو عذر و بهانه
بنويس بنجاشى ، اوضاع شبانه * آگاه كنش از بد اطوار زمانه
وز « طير ابابيل » يكى بر ، بنشانه * كآنجا شودش صدق كلام تو پديدار
« بوقحف » چرا چوب زند بر سر اشتر * كاشتر بسجود آمده با ناز و تبختر
افواج ملك را نگر ايخواجه بهادر * كز بال همى لعل فشانند ، ز لب ، درّ
وز عدّتشان سطح زمين يك سره شد پر * چيزى كه عيان است چه حاجت بتفكر
آن را كه خبر نيست فكار است ز افكار * زى كشور قسطنطين يك راه بپوئيد
وز طاق « اياصوفيه » « 2 » آثار بجوئيد * با « بطرك » « 3 » و « مطران » و به « قسيس » « 4 » بگوئيد
كز نامهء « انگليون » اوراق بشوئيد * مانند گيا بر سر هر خاك مروئيد
وز باغ نبوت گل توحيد ببوئيد * چونانكه ببوئيد مسيحا بسر دار
اين است كه ساسان به « دساتير » خبر داد * جاماسب بروز سيم تير خبر داد
بر « بابك » برنا ، پدر پير خبر داد * « بودا » به صنم خانهء كشمير خبر داد
هامش
( 1 ) - اشاره است به بردن شترهاى عبد المطلب كه سپاهيان ابرهه برده بودند و او با مذاكراتى پس گرفت و از سبط كنانه مراد عبد المطلب جدّ پيغمبر اكرم است .
( 2 ) - طاق اياصوفيه مراد مسجد اياصوفيه است كه ابتدا كليسا بود و پس از فتح قسطنطنيه به صورت مسجد درآمد و معنى مصرع اين است كه آثار ظهور پيغمبر اسلام را در مسجد اياصوفيه جستجو كنيد .
( 3 ) - بطريك همان است كه عربان بطريق گويند و جمع آن بطارقه است . افضل الملك
( 4 ) - قسّيس معرب كشيش است . افضل الملك .