14 توپ داشت ، طلبيد ، بسيار امران منظم و مرتب ديدم . از هر باب كشتىهاى روسيه 7 فروند . و بزرگترين آنها صد قوه براى حمل و نقل آذوقه است . پس به آشوراده رفته . هواى آنجا بسيار ناسازگار .
تب لرزش در چند ساعتى مهلك . اهالى آنجا پارهاى ناخوش و پارهاى نقيه و پارهاى در حالت احتضار . و چند نفر مرده بودند . و از تركمانان با اينحال بسيار بيمناك توپهائى كه در آنجاست از 6 تا 9 پوندى است . سه سال بود كه ايرانيان بسيار از دست تركمان به ستوه بودند و كرجى يا كشتى كه تعاقب آنان نمايند نداشتند . يارى روسيه هم نمىنمودند . بلكه حالت هميشگى آنها اينگونه بوده ، ولى از آنوقتى كه روسيه بدانجا آمدهاند ، خطر كمتر گرديده . كشتى تراكمه را كاوش كنند و اسلحه آن را گرفته تذكره دهند ، روانه سازند . در بازگشت نيز پژوهش كنند اگر اسيرى يابند رهائى دهند . با آنكه ايرانيان سود آمدن روسيه را به چشم خويش مىبينند و مىدانند تا بچه پايه از پيشتر آسودهترند ، باز بخالتى و عداوتى غريب دارند .
دريابيگى خواست بندرى كوچك براى حملونقل بار بسازد .
ايرانيان قلعه پنداشتند و نگذاشتند . سياح مزبور گويد حيرت دارم از روسيه كه در چنين جاى نامهربان خرجهاى بيهوده مىنمايند . اگر براى تجار است ، آنان ، را چندان اعتنائى نيست . زندگانى صاحبمنصبان آنها در اينجا بدترين زندگانى است كه تصور توان كرد . گويد چون خواستيم با كشتى آتشى اطراف آشوراده را تماشا كنيم ، ايرانيان همه لا حول كنان در تعجب بودند . من گويم 20 سال پيش ازين حالت اين جايگاه همين بود . ولى اكنون تغيير كلى پذيرفته و بجز كشتىهاى آنجا ديگر كشتىها نيز از حاجى ترخان آذوقه و ديگر چيزها آرند .
هواى بد آنجا اكنون كه سكنه زياد شده ، نيكو شده . براى پاره امراض سودمند است . در تابستان هوا به پايهاى گرم است كه در روى ريگها حركت نتوان . ولى در وقت عصر بادى خنك از كوههاى البرز مىوزد و زمستان آنجا نبود . از ده سال تاكنون صاحبمنصبانى كه خواستهاند
سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى ) — صفحة 213
مساهمون: عز الدوله
ص٢١٣