جميع طايفه قومنشين 1250
كوكلان 2550
تكه [ و ] غيره 11960
سواره كوكلان 1275
سواره يموت 5325
27330
[ اين ] طوايف تركمانان ناميده مىشوند ، بچمورى و چردارى ، چمورى ، مقيمان اينها زارعان و بازرگانند . و در اطراف استرآباد و كناره رود گرگان در بهترين جايگاهند . ايرانيان بىجهت و سببى و بىاقتدارى آنها [ را ] رعايا و تابعين خود دانند . ماليات آنها نه در واقع ماليات است بلكه تاوان صحراى مرعى و مزرع آنهاست . با اقورجهلى و نورعلى و با ديگر طوايف نيز همين رفتار نمايند . ولى بىآنكه شورشى برانگيخته شود نتوانند ماليات از آنها گرفتن .
حاكم استرآباد چون روبرو جنگى نمىتواند كرد ، شبانگاه شبيخون بر سر آنها آرد . اگر فيروز شد ، مطيعند ، و الا مطاع . و بر فرض دادن ماليات باز گلهمند نيستند . چه در وقت كوچ آنچه توانند از اسرا و گوسفند و ديگر چيزها برند .
چاروارىها دور تر از دريا زيست مىنمايند . و اطاعت كس نكنند .
كار ايشان تاخت و تاز و دزدى است . چاروارىهائى كه مطيعند گلهبان و شتربان و صاحب ايلخىاند . در بهار به بالخان كوچند و تا پائيز بمانند . ولى در هنگام تنگدستى چمورى گردند . چموريان 6545 خانوار ، چرواريان 3275 . همه طوايف تراكمه را با يكديگر دشمنى است . اطاعت كس نكنند مطيع ريش سفيدان بيكى خودند اگرچه جاى آن داشت كه مطيع قاضيان و ملايان خود باشند . ولى از بس قاضيان خام طمع و جاهطلب و بى جا طلبند ، اطاعت آنان ننمايند .
سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: عز الدوله
ص٢١٠