تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
جميع طايفه قوم‌نشين 1250 كوكلان 2550 تكه [ و ] غيره 11960 سواره كوكلان 1275 سواره يموت 5325 27330 [ اين ] طوايف تركمانان ناميده مىشوند ، بچمورى و چردارى ، چمورى ، مقيمان اينها زارعان و بازرگانند . و در اطراف استرآباد و كناره رود گرگان در بهترين جايگاهند . ايرانيان بىجهت و سببى و بىاقتدارى آنها [ را ] رعايا و تابعين خود دانند . ماليات آنها نه در واقع ماليات است بلكه تاوان صحراى مرعى و مزرع آنهاست . با اقورجه‌لى و نورعلى و با ديگر طوايف نيز همين رفتار نمايند . ولى بىآنكه شورشى برانگيخته شود نتوانند ماليات از آنها گرفتن . حاكم استرآباد چون روبرو جنگى نمىتواند كرد ، شبانگاه شبيخون بر سر آنها آرد . اگر فيروز شد ، مطيعند ، و الا مطاع . و بر فرض دادن ماليات باز گله‌مند نيستند . چه در وقت كوچ آنچه توانند از اسرا و گوسفند و ديگر چيزها برند . چاروارىها دور تر از دريا زيست مىنمايند . و اطاعت كس نكنند . كار ايشان تاخت و تاز و دزدى است . چاروارىهائى كه مطيعند گله‌بان و شتربان و صاحب ايلخىاند . در بهار به بالخان كوچند و تا پائيز بمانند . ولى در هنگام تنگدستى چمورى گردند . چموريان 6545 خانوار ، چرواريان 3275 . همه طوايف تراكمه را با يكديگر دشمنى است . اطاعت كس نكنند مطيع ريش سفيدان بيكى خودند اگرچه جاى آن داشت كه مطيع قاضيان و ملايان خود باشند . ولى از بس قاضيان خام طمع و جاه‌طلب و بى جا طلبند ، اطاعت آنان ننمايند .