تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
بودند . پس از آن اين مكان به دارائى معادن شهرت يافته ، از هر سو بدانجا شتافتند تا انكه در 98 - 716 يزيد بن مخلب به طبرستان و گوركان لشكر كشيده ، قضا را در آنجا دفينه [ اى ] يافت چهل كوزه پر از طلا . بدين روى ، خرسنده شده ، به ساختن شهرى در انجا فرمان داده ، چندى پايتخت يزيد استرآباد بوده [ است ] . شهر استرآباد در تواريخ قديمه بسيار مذكور است ، چه سپهبدان تازيان و زياران و ديگران آنجا بودندى و به جاىهاى ديگر دست برد نمودندى و مكان گذشتن سپاه سلجوقيه و مغول و ديگران نيز بود . چون شهر قديم گوركان ويران گرديد ، مردم آنجا روى به استرآباد نهاده ، آغاز بزرگى نهاد . و چندان وسعت يافت كه به دو ورسى كوهى كه قلعهء خندان نام دارد رسيد . ظهر آن قلعه از آلات و ادوات آتشكده كه در آنجا ساخته بود ، بنا شد . گرداگرد شهر قلعه بود متن ، مشتمل به بروج حصين و خندقى عميق ، كه سى قلعه ديگر گرداگرد آن بود . اواخر حال « 56 » از شورش‌هاى پىدرپى ، استرآباد روى به ويرانى نهاد . چه در هر شورشى آنان را يا نهايت يارى بود ؛ يا نهايت سركشى . در هردو حال آسيب پياپى به وى مىرسيد . چنانچه نادرشاه افشار به جهت سركشى اهل استرآباد حكم به كوفتن قلعه و برج و باره استرآباد كرد . پس از آن اگرچه محمد شاه اول فرمان داد كه از نو قلعه و برج و خندق بنا نهادند ولى پس از آن از بىمرمتى ويران و خندق پر شد . اكنون استرآباد را به هيچ روى تاب محاصره نبود و از قلعه و خندق بجز آثار چيزى پايدار ، نى .

قلاعى كه غير قلاع قلعه خندان بوده اسماء آنها اين است :

1 - تپهء قلعهء كهنه . كه در جانب شرقى شهر واقع است . 2 - تورنك تپه « 57 » : در بلوك استرآباد رستاق است ، اكنون ديهى
هامش
( 56 ) - ظاهرا بايد به اين صورت باشد : تا اين اواخر ( 57 ) - در سال 1310 ه . ش كاوش‌هايى بوسيله دانشگاه كانزاس سيتى در اين ناحيه به عمل آمد . آثار زيادى از عصر سنگ تراشيده و مفرغ و نيز آثارى از دوره ساسانيان كشف شده است . دايرة المعارف فارسى غلامحسين مصاحب