جز به خليج مىپيوندد .
8 - چوب آكنده . در تابستان خشك است و در پهلوى ديهى است به همين نام .
9 - نوكنده . و اين رودخانه نيز در موسم تابستان خشك مىگردد .
10 - ليوان . اين رودخانه در وقت گداختن برفها پر از آب است و ساير وقتها تهى .
11 - گلوگاه . كه سرحد استرآباد و مازندران است از ميان ديهى به همين نام گذرد « 53 » در گرمى هوا خشك است . گويند در نزديكى گلوگاه در پرپير گزند معدن سرب است . و الله اعلم .
اين رودها همگى از كوهها برخاسته از جنگلها به راههاى ناهموار و كج از نزديكى انزان به خليج مىپيونندند . مستثنى به آنها قراسو و سياهجو است كه در هنگام فراوانى آب با ناو در آن حمل و نقل توان [ كرد ] . ولى ديگران در گرمى هواى « 54 » خشك و در فراوانى نه چندان پرآب كه بجز ناو كوچك در آنها توان عبورو مرور نمود .
راه پروال
راه استرآباد كه راه عبور و مرور است راه جز است . چون روسيه كنار جز را پروال ناميدند ايرانيان نيز به همين نام خواندند و گز در بلوك انزان در چهار فرسخى خليج است . از راه گز در هيچ موسمى آمد و رفت ممكن نى . همه اوقات گلزار و لجنزار است .
ناچار از كنار گز از راههاى باريك ميان جنگلستان بايد گذشت .
اكنون راهى كه بيشتر اوقات براى آسانى از آنجا مىگذرند ، راه دشت كلات [ است ] و اين راه ريگزار و سنگلاخ است و رودخانه كلادشت همه موسم آبدار است و در پاره جاها چنان عميق كه به فاصله دو ورس با ناو به آسانى حركت مىنمايند . و راه دشت كلا به فاصله كم به خيابان شاه عباس مىپيوندد . و اين خيابان به مسافت يك هفته راه به استرآباد رسد . و هردو سوى آن تا استرآباد جنگل است . به
هامش
( 53 ) - در متن - كذارا
( 54 ) - متن - هوا