تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
از كنار دريا نمايانست . استرآباد از طرف غربى محدود است به مازندران و اولين حد جركلباد است نزديك قريه گلوگاه « 48 » نه فرسخى شهر . گويند در زمان نادر شاه و شاه عباس ديوارى از سنگ از دامنه كوه تا به كنار دريا ، كه هم حد بود و هم سد [ ساختند ] اگر تراكمه هجوم آوردندى بدان ديوار پناه جستندى و خندقى عميق نيز بود كه اكنون هم آثارى پيداست . در طرف راست ديه گلوگاه رودخانه [ اى ] به همين نام بوده ، در پشت آن بلندى ناميده به عمارت تپه و در روى آن عمارتى بزرگ بوده كه لب دريا به آنجا پيوسته بود « 49 » . و از طرف شرقى محدود است به بيابان تراكمه بفاصله قراسو كه از شمالى شرقى شهر مىگذرد . از طرف جنوبى محدود است به شاهرود و بسطام و ديه منتهى را به راتاش نام است و در ميان شاهكوه و ساور « 50 » در ده فرسخى استرآباد است . استرآباد از حيثيت وضع در زمينى اندك پست واقع و ميان جنگل و بيشه است ولى چون از طرف شهر حركت كنند جنگلستان اندك اندك كم شود . و در پهلوى رودخانه قراسو كه روبروى بيابان است تمام شود .

بلوكات استرآباد :

1 - بلوك استرآباد رستاق . كه در طرف شرقى شهر است و ديهى چند دارد . مسافت اين بلوك چهار فرسخ و بلوك فخر عماد الدين نيز از منضمات آن است . 2 - بلوك سدن رستاق . كه در سمت شمال و شمال شرقى استرآباد است . الا منتهى به كرد محله است كه از آنجا تا سياه‌جو « 51 » شش ورست است و عرضا دو فرسخ است .
هامش
( 48 ) - در فرهنگ جغرافيايى اين كلمه گلوگاه ضبط شده است . در متن گلوگا آمده است . ( 49 ) - جمله مغشوش است ( 50 ) - در فرهنگ جغرافيايى ساور كلاته ضبط شده است ( 51 ) - در فرهنگ جغرافيايى سياه‌جوش كلا هم آمده است