تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
نخلستان بود و بسيار منظم كاشته بودند و اكثر اينها اربابى ناصر خان و على خان بود ، و همچنين ساير اربابان كلا را خيابان خيابان كاشته بودند كه از هرطرف عبور مىشد به‌نظر خيابان مىآمد و خيابان‌هايش عريض بود . زمين آن سبز و آب‌هاى جارى مىگذشت . زياده از حد صفا داشت و به نظم كاشته شده بود . دانه‌دانه مركبات در ميان اين نخيلات بود و به واسطه‌ى ساير نخل‌ها اين درخت‌هاى مركبات چنان سبز و خرم بود كه اندازه نداشت .

كوهى شبيه كوه بيستون كرمانشاه و كوه مصنوعى پاريس

تا به سرچشمه رسيدم كوهى سفيد رنگ و سنگ سخت دارد و سر اين كوه كه طولا عرضا قريب دو هزار ذرع مىباشد ، مثل كوه بيستون كرمانشاه سرازير شده و سايه كرده . به‌قدر سى چهل ذرع زير اين كوه از سنگ‌هاى صاف مثل سكو گويا دستى بسته‌اند سايه‌ى كوه است و از زير اين سنگ‌ها و وسط كوه هم آب كمى سرازير است و در هرنقطه از درز اين سنگ‌ها آب صاف مىجوشد و در زمين مسطح پايين كوه در نخيلات و درخت مركبات سر به هم مىكند . و آنچه به‌دقت ملاحظه نمود شش سنگ آب متجاوز به‌نظر آمد و كمتر نبود و نيزارها در سر هرچشمه بود و بسيار نىهاى درشت قوى بود مثل نىهايى كه سوارها دست مىگيرند . اين كوه يك شباهت هم به كوه مصنوعى كه در پاريس بود و دستى ساخته بودند كه آبى از ميان او جارى بود داشت ، ليكن او بسيار مختصر و اين مطّول و طبيعى بود . مدتى نشسته و تماشا مىكردم به مرور و دهور از رطوبت سر كوه سنگ‌ها جدا شده و بر زمين افتاده كه هركدام دو هزار خروار هزار خروار كوچك و بزرگ مشاهده مىشد .

شكايات زعيم‌هاى خالصه

و در اين نخيلات قطعه‌ى بزرگى مال خالصه بود ، زعيم‌هاى او عارض شدند كه اين نخيلات را با