( تيرگان باشد ) و تيرگان سيزدهم ماه تير موافق ما هست ، و اين آن روز بود ، كه آرش [ 1 ] تير انداخت اندران وقت كه ميان منوچهر و افراسياب صلح افتاد ، و منوچهر را گفت : هر جا كه تير تو برسد ( از آن تو باشد . ) [ 2 ] پس آرش تير بينداخت از كوه رويان [ 3 ] و آن تير اندر كوهى افتاد ميان فرغانه و طخارستان . و آن تير روز ديگر بدين كوه رسيد ، و مغان ديگر روز جشن كنند و گويند ، دو ديگر [ 4 ] اينجا رسيد .
و اندر تيرگان پارسيان [ 5 ] غسل كنند ، و سفالينها و آتشدانها بشكنند [ 6 ] و چنين گويند :
كه مردمان اندرين روز از حصار افراسياب برستند ، و هر كسى بسر كار خويش شدند ، و هم اندرين ايام گندم با ميوه بپزند و بخورند و گويند : اندران وقت همه گندم پختند [ 7 ] و
هامش
[ ( 1 - ) ] آرش بفتحهء راء نام پهلوانى بود از لشكر منوچهر و در تير اندازى نظير نداشت ( برهان ) در اوستا اين نام ايريخشه ( درخشنده ) بود . البيرونى گويد . ارش و كان شريفا دينا حكيما ( آثار الباقيه 220 ) درويس و رامينست :از آن خوانند آرش را كمانگير * كه از آمل بمرو انداخت يك تير( حواشى برهان )
[ ( 2 - ) ] كلمات بين قوسين در هر دو نيست ، براى تكميل جمله افزوده شد .
[ ( 3 - ) ] در آثار البيرونى عين همين داستان وارد است ، كه از جبل رويان تير انداخت و بين فرغانه و طبرستان افتاد . بقول اصطخرى ( 169 ) رويان در شمار طبرستان است ، ولى كلمهء طخارستان متن در قانون 1 ر 262 نيز آمده .
[ ( 4 - ) ] هر دو : و ديگر ؟ اما دو ديگر درست است ، يعنى روز دوم تير آنجا رسيد البيرونى هم گويد كه تير روز چهاردهم بموقع خود رسيد ( آثار 220 ) .
[ ( 5 - ) ] هر دو : بارساغل ؟ باستناد تصريح البيرونى « و فيه يغتسل الفرس » و « جرى رسم الاغتسال » تصحيح شد .
[ ( 6 - ) ] هر دو : بشكستند ؟
[ ( 7 - ) ] هر دو : بخشند ؟