نا : عيد پيدا شدن صليب : و سبب اين چنان بود ، كه بر آسمان شهابى پديد ( 319 ) آمد مانند صليب . پس قسطنطين ملك را گفتند : كه اگر تو رايت [ 1 ] خويش را بر آن مثال كنى ظفريابى ! بكرد و ظفر يافت . و سبب ترسا گشتن قسطنطنين آن بود . و آن رسم اندر ميان ترسايان مانده است كه اندر لشكرها صليب بردارند پيش هر [ 2 ] پادشاهى و بطريقى . [ 3 ] ند : [ 4 ] اما عيد ورد آن بوده است كه مادر يحيى بن زكريا عليهما السلام بنزديك مريم آمد ، و از بهر او گل تحفه آورد و او ستد ، بدان مر خداى را عز و جل شكر كرد و شادى نمود .
نح : اندرين روز بادهاى دريا خوش گردد ، و بادهاى مخالف نيز نيايد ، و اهل دريا كشتى راندن گيرد و خطر نباشد نيز كشتى را .
سا : اندرين وقت باد سموم رفتن گيرد بجايهاى عادت ، و زيادت شدن [ 5 ] رود نيل باشد ، و طاعون قوى گردد .
سد : چنين گويد ثياذق [ 6 ] مصرى اندر كنارش خويش : كه اندرين روز به شهر مصر بار الكع [ 7 ] باشد و ايشان را جشنى بود .
سو : اندرين وقت مد رود نيل ابتدا كند ، و آن آب مادت گيرد ، و قوى گردد .
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : تورات ؟ آثار 296 : علامت رايت .
[ ( 2 - ) ] هر دو : پيش بر .
[ ( 3 - ) ] مراد بطريق نصار است .
[ ( 4 - ) ] هر دو : لح ؟
[ ( 5 - ) ] ب : زيان شدن .
[ ( 6 - ) ] هر دو : بيادق ؟ غالبا مراد ثياذوق طبيب حجاج و گويندهء قصيدهء حفظ صحت است در عربى ، كه ابن سينا آن را به فارسى در آورده است ( برو كلمن در تاريخ ادب عرب 1 ر 264 ) .
[ ( 7 - ) ] كذا در هر دو نسخه ؟