ط : [ 1 ] اين سيصد و هژده تن همه اسقفان بود ( ند ) و زاهدان و ترسايان . و همه اندر يك روز فرمان يافتند و بمردند .
ى : [ 2 ] اندرين باد صبا رود : و اندرين وقت از فصد و حجامت كردن باز دارند [ 3 ] و گويند اگر خون برداشته شود ، مضرت او زيادت از منفعت باشد .
يا : [ 4 ] اندرين وقت اطبا باز دارند از تيزيها خوردن ، و مجامعت كردن اندرين وقت سخت مكروه دارند .
يب : فحول [ 5 ] حركت كنند ، و اهل كشتيها ايمن گردند از بادهاى مخالف .
كو : اما ميلاد شب مولود عيسى بن مريم بوده است صلوات اللّه عليه ، و آن اختلاف كه اندر شب [ 6 ] اوست بسيار است اگر بگويم كتاب دراز گردد ، و اندر روز او هم خلاف كردند ، و گفتند آن ولادت در ششم كانون الاخر بود .
5 ( ؟ ) طبيبان اندرين روز باز دارند از خوردن آب سرد ، خاصه اندر شب از پس خواب كه خطر باشد كه از آب زرداب گردد اندر تن مردم ، طعام گوشت مرغ فرمايند خوردن ، تا بخورد پخته ، و آب گرم خوردن پيش از طعام . و از پس او مجامعت كردن ستوده بود اندرين وقت .
يح : عيد زيتون باشد ، و چنين گويند : كه هر چه اندر ولايت روم ، سار [ 7 ] بود ، همه
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : د ؟
[ ( 2 - ) ] هر دو : و ؟
[ ( 3 - ) ] هر دو : كردند بار دادند ؟ تصحيح متن حدسى است .
[ ( 4 - ) ] هر دو : ط ؟
[ ( 5 - ) ] كذا در هر دو نسخه . فحول جمع فحل است كه مراد جنس نر حيوانات و گشن اشتر باشد ( مقدمة الادب ) .
[ ( 6 - ) ] اصل : نت ؟ ب : سنت .
[ ( 7 - ) ] مراد پرندهء معروفست .