به كنيسهء مريم بيايند ، [ 1 ] و هر يكى از ايشان زيتونى اندر دهن گرفته و آنجا بيفكنند ، و مردمان او را بردارند ، و از وى روغن كنند ، و اندر چراغ كنيسه به كار برند . و بعضى گويند :
آن طلسم بليناس است [ 2 ] .
ب ؟ هفتم تشرين الاول ، وقت باران باشد ، و اندرين روز باران باشد ، و خطاكم او فتد . ( 318 ) كه : ذكران يوسف ، و اين آن يوسف بوده است ، كه تن مسيح اندر گور نهاد بقول [ 3 ] ايشان . و آن اندرين روز بوده است ، و اين روز را بدين سبب بزرگ دارند .
لا : [ 4 ] عيد دنح [ 5 ] به آن روز باشد ، كه يحيى بنهر اردن [ 6 ] فرود رفت .
لج : [ 7 ] تمام عيد آن باشد ، كه پدران بكوه طور سينا كشته شدند .
لب : [ 8 ] اندرين روز بمصر ، رزهاى [ 9 ] انگور ببرانند ، [ 10 ] و باغها را عمارت كنند .
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : بيابند ؟
[ ( 2 - ) ] بليناس بن بطياس مشهور به مطلسم ، وى بر منارهء اسكندريهء مصر طلسم كرد ، و آيينه ساخت كه چون در آن نگريدندى ، جمله كشتىها بر در روم و قسطنطنيه بديدى و هيچ پوشيده نماندى ( مجمل التواريخ و القصص 492 ) .
[ ( 3 - ) ] هر دو : هول ايشان ؟ تصحيح متن حدسيست .
[ ( 4 - ) ] هر دو : كح ؟
[ ( 5 - ) ] هر دو زبح ؟ قانون و آثار دنح بكسرهء دال .
[ ( 6 - ) ] هر دو : بهزاون ؟ قانون 240 : تعميد يحيى المسيح فى نهر اردن .
[ ( 7 - ) ] هر دو : لط ؟
[ ( 8 - ) ] كذا در هر دو .
[ ( 9 - ) ] هر دو : روزهاى ؟ ولى صحيح آن رزهاست بمعنى تاك .
[ ( 10 - ) ] هر دو : ببرابند ؟