11 نواب غفران مآب شاه طهماسب ثانى خلف الصّدق نواب مالك رقاب شاه سلطان حسين
در ذكر كيفيت بيرون آمدن آن حضرت از اصفهان و جلوس او و باقى وقايع . در ذكر بيرون آمدن از اصفهان آنكه بعد از آنكه محمود مردود اصفهان را محاصره نمود كار بر مردم تنگ شده از هيچ طرف كومكى نرسيده و از قزلباشيه و امداد همگى مأيوس شدند . مصلحت را در آن ديدند كه يكى از شاهزادهها را بيرون آورده وليعهد نمايند و در خفيه به سمتى روانه كنند كه شايد جمعيتى نموده از بيرون تواند بر سر افغان آمد . اول سلطان محمد ميرزا كه پسر بزرگ نواب مالك رقاب بود بيرون آورده ، در مجلس اول كه بر مسند نشسته از كثرت و قچقراى خلق اصفهان چون هرگز بيرون نيامده و اين حكايات و كثرت نديده ، خوف كرده بعد از آنكه مجلس برهم خورده برخاسته « 1 » به اندرون رفته ديگر بيرون نيامده ، استعفاى امر مزبور نموده چون راضى نشده ، صفى ميرزاى پسر دويمى را بيرون آورده در چهارباغ اصفهان مجلس نموده بر مسند سلطنت نشسته ، پانزده روز وليعهد بود . چون موافق سليقهء نواب مالك رقاب نبوده مىخواست موافق ضابطه سلطنت عمل كند و مثل حكيمباشى و ملاباشى و چند نفر اركان دولت را كه منافق و مخلّ دولت بودند بر طرف و مورد بازخواست نمايد و نواب مالك رقاب « 2 » راضى نمىشدند و خلاف سليقه و رأى او بود « 3 » و بدون آن كار از پيش نمىرفت و موافق خواهش خود اگر مىكرد خلاف رضاى نواب مالك رقاب بود ، لهذا او نيز تمارض كرده به خلوت رفته ديگر بيرون نيامده . « 4 »
نواب طهماسب ميرزا پسر سيمى را بيرون آورده وليعهد نموده در چهارباغ مجلس
هامش
( 1 ) - د ، ملى ، نم و آ : برخواسته
( 2 ) - آ : رقاب افتاده است
( 3 ) - ملى : بودند
( 4 ) - ملك : بيرون نيامده استعفاى امر مزبور نمود