مآخذ ديگر در مورد بايسنغر :
- اسلام انسيكلوپديسى ، ج / 2 ، ص 430 - 428
- عليشير نوائى ، مجالس النفائس ( ترجمه فارسى ، تهران ، ص 125 )
- شمس الدين سامى ، قاموس الاعلام ، استانبول ج / 2 ص 1236
- ميرزا سنگلاخ ، امتحان الفضلا ، چاپ سنگى ، 1291 هجرى ج / 1 ص 53 - 46
- فخرى هروى ، تذكرة روضة السلاطين ، به تصحيح خيامپور ص 32 و س 15 و تعليقات آن ص 142
- راقم طاشكندى ، تاريخ كثيره ، تاشكند 1332 ، ص 84 و 82 .
- آقا بزرگ طهرانى ، الذريعة الى تصانيف الشيعة ، القسم الاول من الجزء التاسع تهران ص 125
مربوط به صفحه 354 زبدة التواريخ در مورد آل جلاير مطالب لينپول در طبقات سلاطين اسلام ، ترجمه عباس اقبال ص 220 قابل توجه است :
آل جلاير ( در عراق و غيره ) از سال 736 تا 814 هجرى
روساى طايفه جلاير كه ايشان را ايلكانيان نيز مىگويند پس از مرگ ابو سعيد بهادر خان در ايران زمام امور را در دست خود گرفتند بزرگ ايشان كه شيخ حسن بزرگ بود به تدريج سه نفر مدعى تخت ايلخانى تراشيد و آخر الامر خود را پادشاه خوانده بر عراق مسلط شد و بغداد را پايتخت قرار داد .
پسرش اويس كه در سال 757 ( 1356 . م ) به جاى پدر نشست آذربايجان و تبريز را از پادشاهان اوزبك گرفت ( در 759 ) و در 766 موصل و ديار بكر را نيز بر ممالك خود افزود . جانشين او حسين با آل مظفر و تركمانان قرهقويونلو به نزاع پرداخت و اين تركمانان در آن ايام بر ارمنيه و نواحى جنوبى درياچه وان مسلط گرديده بودند و در 779 با حسين در اتحاد داخل شدند ، چون حسين در 784