مولانا محمد شيرازيست ميرزا به غايت مستعد و فاضل و هنرمند بوده و ارباب فضل و استعداد را دوست مىداشته و با ايشان محشور بوده ، از جمله اعلم المورخين مولانا نور الدين لطف اللّه المشتهر به حافظ ابرو الهرى تاريخ موسوم به زبدة التواريخ البايسنقرى كه به اسم ميرزا بايسنقر نوشته بعد از رحلت ميرزا بايسنقر به شيراز رفته و در خدمت ميرزا سلطان ابراهيم ميرزا مىبوده « 1 » و عمدة الفضلا مولانا شرف الدين على يزدى نيز در خدمت ميرزا در شيراز مىبوده و تاريخ ظفرنامه را به اعانت و رعايت نواب ميرزايى و پرتو التفات و همراهى جمعى كثير از فضل و ارباب استعداد كه در آن اوان در مكان به واسطه نوشتن تاريخ مجتمع بودند نوشته ، ميرزا به انواع حيثيات و كمالات آراسته بوده كتابههاى مدارسى كه در شيراز در آن ايام خود احداث نموده مثل دار الصفا و دار الايتام به خط او بوده و در عمارت بقعهء ظهيرى نيز به خط ميرزاست و در صفهء مقبره شيخ العاشقين شيخ سعدى شيرازى عفزله اين غزل به خط آن بىبدل بر ازارهء آن به كاشى تراشى مسطور است .
غزل
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست * عاشقم بر همه عالم كه همه عالم ازوست
نه فلك راست مسلم نه ملك را حاصل * آنچه در سر سويداى بنى آدم ازوست
شادى و غم بر عارف چه تفاوت دارد * ساقيا باده بده شادى آن كاين غم ازوست
پادشاهى و گدايى بر ما يكسانست * كه بدين در همه را پشت اطاعت خم ازوست
سعديا گر بكند سيل فنا خانه عمر * دل قوىدار كه بنياد بقا محكم ازوست
و در شهور سنهء خمس و ثلثين و ثمانمايه نوشته و مصحفى به قطع دو ذرع در طول و يك ذرع و نيم در عرض نوشته و وقف بر مزار بابا عماد الدين لطف اللّه نمود .
حكايت كنند كه خوشطبعى سمرقندى از شيراز در سمرقند به خدمت ميرزا شاهرخ رسيد . وى از احوال ميرزا سلطان ابراهيم استفسار نمود . آن شخص از
هامش
( 1 ) اين موضوع درست نيست ، حافظ ابرو قبل از بايسنقر درگذشته است .