تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 950

مساهمون:

ص٩٥٠

حاشيه زبدة التواريخ نسخه ت ( فاتح ) صفحهء 913 / سطر 11

و مولانا عبد الرزاق بن اسحق مىگويد كه آن كس به صورت دادخواهان كاغذى در دست پيش آمد . چون تقريب تقارب يافت ، پادشاه به يكى از نزديكان اشارت فرمود كه سخن او معلوم كرده به عرض رساند . آن كس بىانديشه خود را پيش انداخته كارد چون قطره آب به شكم آن حضرت رسانيد . « 1 » مولانا عبد الرزاق مىگويد كه على سلطان پسر منكوقوجين رخصت قبل از آن حضرت يافته به ضرب تيغ بىدريغش هلاك ساخت . « 2 »

حاشيه زبدة التواريخ نسخه ت ( فاتح ) صفحه 915 / سطر 4

مولانا عبد الرزاق مىگويد كه چون اين صورت روى نمود ، ميرعليكا « 3 » و مسير فيروز شاه « 4 » بيرون مسجد سواره منتظر ايستاده بودند ، آن حضرت امير فيروز شاه را طلب فرمود و امير فيروز شاه به اضطراب تمام سواره به مسجد درآمد و آن حال مشاهده نمود . حضرت پادشاه سعيد خواست كه در محفه نشيند . مير فيروز شاه گفت كه اگر پادشاه در محفه نشيند ، فتنه عظيم برخيزد و مردم را در حيات و ممات نغوذ باللّه تردد پيدا شود . پس اسب كشيدند و پادشاه سوار شد . نغاره تهنيت فرو كوفتند و از راه بازار به باغ زاغان فرود آمدند .

حاشيه زبدة التواريخ نسخهء ت ( فاتح ) صفحه 918 سطر 3 :

[ . . . ؟ ] جست‌وجو كرده در تيمچه خانه‌يى به آن كليد گشاده شد . اهل تيمچه حيله آن شخص بيان كردند گفتند : چنين شخصى اينجا بود تاقه‌دوزى « 5 » مىكرد و مردم بسيار پيش او مىآمدند ، از آن جمله مولانا معروف خطاط بغدادى بود و
هامش
( 1 ) مطلع سعدين : جلد دوم ، جزء اول ص 314 . ( 2 ) مطلع سعدين : جلد دوم ، جزء اول ، ص 314 . ( 3 ) مطلع سعدين : امير علاء الدين عليكه كوكلتاش . ( 4 ) مطلع سعدين : امير جلال الدين فيروز شاه . ( 5 ) تافته‌دوزى هم خوانده مىشود ، مطلع سعدين : طاقيه‌دوزى .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 950 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )