بيت
همه دانند كاندر هر شمارى * به از دانش نباشد هيچكارى
كسى قابل بود از بهر شاهى * كه تعليمش دهد فضل الهى
به شاهان گرنه علم ايزد روان كرد * به يكسر كار عالم چون توان كرد
خداوندان مسند در هر اقليم * اگرچه ز آسمان دارند تعليم
و ليكن علم كسبى هم شگرف است * كه نى يك حرف در خط چون دو حرف است .
اگرچه مه به زيور نيست محتاج * شرف يابد چو از پروين كند تاج
زرى گر دارد افزون قيمت خويش * به گوهر بستن آخر قيمتش بيش
خواست كه انوار دانش خويش چون اشراق آفتاب در اقطار آفاق ظاهر گرداند و فروغ ادراك از مقعر خاك به محدب فلك الافلاك رساند و صداى رصد كواكب در گنبد گردون اندازد و طنطنه اين كار بزرگ در اطراف ربع مسكون منتشر سازد .
بنابراين با خواص حكما و فحول عقلا مهندسان عطارد ذكاء و فيلسوفان مجسطىگشا كه در جميع علوم و حقايق معقول و مفهوم به تخصيص رياضى و حكمى اعجوبه عصر و نادره دهر بودند مثل افلاطون زمان مولانا صلاح الدين [ موسى ] قاضىزاده رومى و بطليموس دوران مولانا علاء الدين [ على ] قوشجى كه تربيت يافته ميرزا الغ بيك بود و به زبان عنايت او را فرزند خطاب مىفرمود و اين دو محقق دانشمند در سمرقند اقامت داشتند و مولانا اعظم غياث الدين جمشيد و مولاناى معظم معين - الدين كه ميرزا الغ بيك ايشان را از كاشان به سمرقند برده بود ، انجمنى ساخت و در معرفت دقايق تنجيم و ادراك غوامض تقاويم با آن دانشوران كه به مدد عقل بر كيفيت هر جزوى از اجزاى سپهر واقف بودند ، به خطوات اقدام مسافر و هم كميت طول و عرض عالم علوى و سفلى مىپيمودند و در تحقيق ابعاد و سطوح اجرام هيچ دقيقه مهمل و هيچ ثانيه نامرعى نماند و در ارتفاع درجات مرتبهء سخن به فلك الافلاك رسانده سخنان پرداخت و بعد از تحصيل كمالات و تكميل آلات ميل