تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 946

مساهمون:

ص٩٤٦
حوالى بخارا سعادت ملاقات دست داد و شرف پاى بوس ميسر شده [ و به اتفاق عازم دار السلطنهء سمرقند شده ] وسط ربيع الاخر در سمرقند فردوس مانند فرود آمدند و منتصف ماه در باغ چنار طوى پادشاهانه و جشن خسروانه مرتب شد و چند روز به نشاط و انبساط گذرانيده [ ميرزا الغ بيك اسبان بازين‌هاى زر و قطارهاى استر و اشتر با رخوت سقرلاط و قطيفهء قرمزى و ديگر تقوزهاى نفيس برسم پيشكش كشيد و مهد عليا عزيمت خراسان فرموده و ميرزا الغ بيك به تعظيم و احترام تا رباط يام مشايعت نمود و از جهت مبالغه حضرت والده ، بازگشت و ميرزا محمد جوكى را نيز وداع فرمود و رعايت نموده ملازم والده روان ساخت و ميرزا الغ بيك گوركان عزم يورش مغلستان جزم فرموده و با لشكر فراوان اواسط جمادى الاخر عزيمت نمود و از قرابولاق امراى كبار امير اسكندر و امير هرى ملك و امير [ بايزيد ] را به طريق ايلخار روان ساخت و اواخر ماه ملك اسلام از طرف مغول رسيده صورت دولتخواهى مغولان به عرض رسانيده و ميرزا الغ بيك به سعادت و اقبال معاودت نمود ، غره رجب در سمرقند فرود آمد . حاشيه زبدة التواريخ صفحه 800 ، نسخهء فاتح اين مطالب نوشته شده است :

ذكر عمارات عاليه در دار السلطنه سمرقند

ز دولتيار شد « 1 » گويى بشارت * كه شاهان را شود ميل عمارت عماراتى كه در آفاق باشد * چنان به كز لطافت طاق باشد چو انوار قمر از روشنائى * چو ايوان فلك در ديريايى
چون به توقيق ربانى و تائيد سبحانى عرصه جهان و ساحت گيهان به انوار معدلت و آثار مرحمت سلطان سليمان تخت فريدون بخت شاه رخ سلطان آراسته و از فضاى ختاى تا حدود روم و از نهايات تركستان تا پايان هندوستان امتثال فرمان آن حضرت مىنمودند و اشارات عاليه را در مقام انقياد بودند و از شمال اقبال و صباى اعتناى او هر دم « 2 » غنچهء بهجتى مىشكفت و در چمن زمين هر ساعتى نهال افضال
هامش
( 1 ) مطلع سعدين : ز دولتها رسد . ( 2 ) مطلع سعدين : او در گلشن اسلام هر روز .