الْمُبِينُ
* » « 1 » راى انور خدايگانى شكر اين موهبت را كه از حدوث چنين حادثه و وقوع چنين بليه زياده المى به ذات همايون نرسيد .
بيت
شكر يزدان را كه ذات خسرو گردونپناه * در پناه صحت است از فيض الطاف إله
انواع مبرات و اجناس صدقات و اموال بسيار از خزانه عامره « عمرها اللّه تعالى الى يوم القيامة » بذل خاص و عام فرموده و تخليت محبوسان و تحليت « 2 » مهمومان « 3 » اشارت عالى به نفاذ رسيد . بقاياى ماضيه ( 1 ) از مالى و خارجى بخشيده به افاضت راحات و خيرات امثله همايون به انحا و ارجاى ممالك محروسه روان شد متضمن بشارت به كشف ظلام ظلمات و دفع مهام ملمات و انفاق مبرات و اطلاق صدقات و اثبات ادرارات « 4 » و تجديد تسويقات « 5 » و تسريح « 6 » محبوسان و تاميل مايوسان و از جمله مبار « 7 » فواضل امناى ديوان ، گرد محلات شهر و نواحى برآمدند و فقرا و ضعفا و ارامل « 8 » و ايتام را نسخه كرده مجموع را به صلات و صدقات ملحوظ و محظوظ گردانيد و فرمان فرمود تا در ممالك محروسه تفحص حال مظلومان و
هامش
( 1 ) . در حاشيه ت آمده است .
( * ) قسمتى از آيه 11 سوره 22 .
( 1 ) دنيا و آخرت را زيان كند كه زيان آشكار همين است .
( 2 ) تحليت : شيرين دريافتن چيزى را ( منتهى الارب ) شيرين دانستن چيزى را ( دهخدا ) .
( 3 ) مهموم : اندوهگين ، محزون ، دلتنگ ( غياث ) .
( 4 ) ادرار : وظيفه و مقررى ، اجرا ، مرسوم ، مستمرى ، راتبه ، عطيه ، انعام ( دهخدا ) .
( 5 ) تسويق : مالك گردانيدن كسى را بر كار خود ( منتهى الارب ) .
( 6 ) تسريح : رها كردن ( نفيسى ) .
( 7 ) مبار : ج مبرت ، عطايا ، بخششها ( نفيسى ) .
( 8 ) ارامل : ج ارمل و ج ارمله : مردان بىزن ، زنان بىشوهر ، مستمندان ، فقيران ، مساكين ، درويشان ، مردان و زنانى كه قدرت به هيچچيز نداشته باشند ( غياث ) ( دهخدا ) .
معلوم مىشود كه بعد از اين حركت حروفيان ، شاهرخ تصميم گرفت كه وضع اقتصادى مردم رو به بهبود رود و لذا كمكهائى را در اختيار آنان گذاشت و زندانىها را آزاد كرد .