ديوان تفحص حاضر گردانيده چندانچه اركان دولت ابد پيوند از ايشان اين امر استخبار و اين معنى استفهام نمودند به غير
« سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظِيمٌ
* » « 1 » جوابى نمىگفتند و كلام مموه و جواب ناموجه خود را به تحليفات « 2 » دروغ و مغلظات « 3 » بىفروغ تقويت و تمشيت مىداد تا انتها احكام امرا به تخويف ضرب ( 1 ) الاخشاب « 4 » و تعنيف « 5 » قطع الرقاب رسيد . از انكار و انحراف به اقرار و اعتراف انتقال و ارتجال نمودند كه
« هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ
* *
» « 6 » اقرار كردند كه ما چند كس اين انديشه كرده بوديم كه قصد بندگى حضرت كنيم و اين احمد لر در اين انديشه بر ما سبقت نمود . خلايق از اين صوب متعجب ماندند كه هركه را از خرد خردهدان يك ذره نصيب باشد ، پيش او از آفتاب روشنتر بود كه به شبيخون انجم قصد آفتاب نتوان كرد . ديو انديشه مجال سوداى از روى استعلال در دماغ هريك بيضه هوس نهاده و به چه طمعى برآورده و آن تصور در سر ايشان افتاده كه سرورى و فرماندهى كاريست كه به هر بىسروپائى نرسد و به مجرد كوش و كشش دست ادراك به دامن دولت توان رسانيد
« يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً
* * *
» « 7 » و ندانند كه پادشاهان برگزيده آفريدگار و پرورده پروردگار و برآورده صنعت ( 2 ) كردگارند .
مصراع
زهى تيره رايان برگشته بخت
هامش
( 1 و 2 ) . در حاشيه ت آمده است .
( * ) قسمتى از آيه 16 سوره 24 .
( * * ) قسمتى از آيه 15 سوره 28 .
( * * * ) قسمتى از آيه 120 سوره 4 .
( 1 ) خدايا تو منزهى ، اين تهمتى بزرگ است .
( 2 ) تحليف : سوگند دادن كسى را ( آنندراج )
( 3 ) مغلطات : ج مغلطه ، كلامى كه مردمان بدان در غلط و اشتباه افتند ( نفيسى ) .
( 4 ) ضرب الاخشاب ، ضرب الاخشب : چوب زدن كسى ( معين ) .
( 5 ) تعنيف : درشتى كردن ، سرزنش كردن ، ( آنندراج ) ملامت نمودن به درشتى ( منتهى الارب )
( 6 ) اين كار شيطان است كه وى دشمنى گمراهكننده است .
( 7 ) وعدهشان مىدهد و آرزومندشان مىكند و شيطان جز فريب به ايشان وعده نمىدهد .