تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 918

مساهمون:

ص٩١٨
ديوان تفحص حاضر گردانيده چندانچه اركان دولت ابد پيوند از ايشان اين امر استخبار و اين معنى استفهام نمودند به غير
« سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظِيمٌ
* » « 1 » جوابى نمىگفتند و كلام مموه و جواب ناموجه خود را به تحليفات « 2 » دروغ و مغلظات « 3 » بىفروغ تقويت و تمشيت مىداد تا انتها احكام امرا به تخويف ضرب ( 1 ) الاخشاب « 4 » و تعنيف « 5 » قطع الرقاب رسيد . از انكار و انحراف به اقرار و اعتراف انتقال و ارتجال نمودند كه
« هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ * *
» « 6 » اقرار كردند كه ما چند كس اين انديشه كرده بوديم كه قصد بندگى حضرت كنيم و اين احمد لر در اين انديشه بر ما سبقت نمود . خلايق از اين صوب متعجب ماندند كه هركه را از خرد خرده‌دان يك ذره نصيب باشد ، پيش او از آفتاب روشن‌تر بود كه به شبيخون انجم قصد آفتاب نتوان كرد . ديو انديشه مجال سوداى از روى استعلال در دماغ هريك بيضه هوس نهاده و به چه طمعى برآورده و آن تصور در سر ايشان افتاده كه سرورى و فرماندهى كاريست كه به هر بىسروپائى نرسد و به مجرد كوش و كشش دست ادراك به دامن دولت توان رسانيد
« يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً * * *
» « 7 » و ندانند كه پادشاهان برگزيده آفريدگار و پرورده پروردگار و برآورده صنعت ( 2 ) كردگارند . مصراع
زهى تيره رايان برگشته بخت
هامش
( 1 و 2 ) . در حاشيه ت آمده است . ( * ) قسمتى از آيه 16 سوره 24 . ( * * ) قسمتى از آيه 15 سوره 28 . ( * * * ) قسمتى از آيه 120 سوره 4 . ( 1 ) خدايا تو منزهى ، اين تهمتى بزرگ است . ( 2 ) تحليف : سوگند دادن كسى را ( آنندراج ) ( 3 ) مغلطات : ج مغلطه ، كلامى كه مردمان بدان در غلط و اشتباه افتند ( نفيسى ) . ( 4 ) ضرب الاخشاب ، ضرب الاخشب : چوب زدن كسى ( معين ) . ( 5 ) تعنيف : درشتى كردن ، سرزنش كردن ، ( آنندراج ) ملامت نمودن به درشتى ( منتهى الارب ) ( 6 ) اين كار شيطان است كه وى دشمنى گمراه‌كننده است . ( 7 ) وعده‌شان مىدهد و آرزومندشان مىكند و شيطان جز فريب به ايشان وعده نمىدهد .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 918 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )