وخهى سياهرويان دلسخت كه قصد جان جهانى بر دل گذرانند و خواهند كه به گل ، آفتاب اندايند « 1 » و معلوم ندارند كه به دام عنكبوت ، نسر طاير نتوان گرفت و به خيط الشمس « 2 » بر كنگره آسمان نتوان رفت به طعمه پشهء عنقا شكار نتوان كرد الايه
« فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً
* » . « 3 »
فى الجمله بعد از اعتراف حكم به سياست ايشان صادر شد كه مجموع را به تيغ گذرانيده به سر چهارسو برده به حكم
« وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ
* *
» « 4 » به سزا و جزاى اعمال بد خود رسيدند و آنچه در شان خلايق در سينهء پر كينه و اندرون نامبارك داشتند به ذات منحوسشان عايد شد الايه
« جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
* * *
» « 5 » و اهالى شهر از غايت بدبختى و بدفعلى آن قوم ، آتش آوردند و بر زير آن كشتگان ريخته . دود و بوى ناخوش ايشان به همه شهر بلكه به بيرونها نيز برسيد . الايه
« فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
* * * *
» « 6 » نتايج قبح سيرت و مراير « 7 » لوث سريرت ايشان ( 1 ) آن بود كه هم در اين دنيا به عذاب آتش گرفتار آمدند و عذاب آخرت خود باقى است الايه
« خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ [ هُوَ ] الْخُسْرانُ
هامش
( 1 ) . در حاشيه ت آمده است .
( * ) قسمتى از آيه 36 سوره 33 .
( * * ) قسمتى از آيه 43 سوره 35 .
( * * * ) قسمتى از آيه 24 سوره 56 .
( * * * * ) قسمتى از آيه 45 سوره 6 .
( 1 ) انداييدن : انداويدن ، اندودن ، كاهگل گرفتن ، گل ماليدن ، كهگل گرفتن بر ديوار و آلودن ( دهخدا ) .
( 2 ) خيط الشمس : رشته خورشيد ، خيط رشته ( معين ) شعاع آفتاب ، رشته نور آفتاب ( المنجد ) .
( 3 ) به ضلال افتاده ، ضلالى آشكار .
( 4 ) - ص 157 .
( 5 ) به پاداش آن عملها كه مىكردهاند .
( 6 ) - ص 216 .
( 7 ) مراير : جمع مريره ، طنابهاى تافته و ريسمانهاى محكم ( دهخدا ، المنجد ) .