تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 901

مساهمون:

ص٩٠١
پشت گردون شده خم در غم او نيست عجب * چهره روشن مه بين ز عزايش پر رنگ رفت در يازده ماه ربيع الاول * هشتصد و بيست و نه بود كه كرد او آهنگ « رحمة الله عليه » « 1 » اش شده تاريخ وفات * باد در روضه مصاحب همه با مه رخ شنگ « 2 »
ديگر از وقايع اين سال خبر رسيد كه امير اعظم اعدل اعلم افضل كه فى الحقيقة از القاب و اطناب استغنائى هرچه تمامتر دارد ، سيد رضى الحق و الدولة و الدين ( 1 ) امير رضا كيا « 3 » - نور الله مرقده و روح اللّه روحه و رمسه - ( 2 ) كه پادشاه گيلان بود [ وفات كرد ] و با وجود شواغل سلطنت در علوم معقول و منقول خوض تمام فرموده و عمرى دراز يافته و در روزگار پادشاهى و سلطنت تمام مال و متوجهات كه سال به سال حاصل ديوان جناب سيادت پناهى بود ، كرم فرمودى و بذل كردى . درگاه او ملجاء افاضل جهان و علماى زمان بود و با خاص و عام در مقاومت مرحمت و عاطفت ( 3 ) در روز نوروز عالم كهن را وداع كرده به مهمانسراى ارجعى « 4 » نهضت فرمود . ( 4 ) شعر ( 5 )
اگر سال گردد فزون از هزار * همين است روز و همين است كار گر ايوان او سر به كيوان ( 6 ) كشيد * همان مرگش ببايد چشيد
هامش
( 1 ) . ت : از امير اعظم اعدل . . . تا اينجا ندارد . ( 2 ) . ت : از « نور الله مرقده » تا اينجا ندارد . ( 3 ) . ت : از « و در روزگار پادشاهى و سلطنت . . . » تا اينجا ندارد . ( 4 ) . ت : نمود . ( 5 ) . ت : مثنويه . ( 6 ) . م و ل : گردون . ( 1 ) اين ماده تاريخ به حساب ابجد مىشود 829 . ( 2 ) شنگ : شاهدشوخ و ظريف و شيرين حركات و خوب و نيك و زيبا ( برهان ) . ( 3 ) جهت اطلاع از شرح حال او - تاريخ طبرستان و رويان و مازندران صفحات 263 ، 278 و . . . و نيز احسن التواريخ صفحه 123 و 189 . ( 4 ) ارجعى : بازگشت كن ( تو اى زن ) و اين خطابى است به روح مومن به وقت مرگ ( غياث اللغات ) ، نداى ارجعى : ندائى كه گاه مردن بنده مومن شنود مقتبس از آيهيا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً( دهخدا ) .