عبد الرحمن بن مولانا لسان - « 1 » مدظله و طاب الله ثراهما - ( 1 ) تاريخ وفات امير شاه ملك را در اين قطعه نظم فرموده است ، ثبت افتاد :
شعر
اى دل خسته چه حال است كه انجم يكسر * همه در گريه زارند بر اين هفت اورنگ
دامن چرخ چرا شد چون دل من پر خون * چهرهء مهر چرا گشت چنين پر آژنگ « 2 »
خبر تعزيت حضرت مير آمده است * آنكه در جنگ به چنگش چو گور ( 2 ) بود پلنگ
شه ملك مير جوانبخت جهانبخش كه بود * پيش جودش گهر و لعل چو بيجاده و سنگ
دست او بود گهرپاش به هنگام عطا * تيغ او بود جهانسوز به هنگامه جنگ
نعل شبرنگ وى از غايت عزت بودى * تاج بر فرق بلند فلك آينه رنگ
رفت از اين عالم غدار سوى باغ بهشت * خيمه بر جنت اعلا زد از اين منزل تنگ
جامهء چرخ كبودست و مزعفر « 3 » شده مهر * تير بفكند قلم زهره شكست از غم چنگ
هامش
( 1 ) . ت : طاب ثراهما .
( 2 ) . ت : گوزن .
( 1 ) مولانا شهاب الدين عبد الرحمن لسان كه در سلك معتبران بارگاه حضرت خاقان عاليجاه انتظام داشت ، در تاريخ وفات امير شاه ملك اين قطعه بر لوح بيان نگاشت :
اى دل خسته . . . مولانا شهاب الدين عبد الرحمن لسان ولد مولانا عبد إله بود و نسبش از جانب مادر به قدوة المتحبرين فخر الملة و الدين الرازى مىپيوست و مولانا شهاب الدين در كمال اعتبار و احترام ملازمت خاقان سعيد مىنمود و به همين عاطفت آن حضرت . آن جناب را چندان تمول حاصل گشت كه هزار غلام زر خريد داشت و باقى اشياء با اين قياس بايد كرد و از جمله آثار مولانا شهاب الدين حمامى است كه در ميان بازار ملك ساخته و كاروانسرائى كه در بازار فيروزآباد طرح انداخته . . . وفات مولانا شهاب الدين در روز شنبه بيست و هشتم جمادى الاخرى سنه ثمان و اربعين و ثمانمايه اتفاق افتاد . مدت عمرش شصت و سه سال بود . ( رجال حبيب السير ص 111 ) .
( 2 ) آژنگ : چين ، شكن ، شكنج كه بر اندام افتد از خشم يا پيرى و يا بيمارى ( دهخدا ) .
( 3 ) مزعفر : رنگ كرده زعفران ، زعفران زده ، زعفرانى ( دهخدا ) .