تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 875

مساهمون:

ص٨٧٥

ذكر وقايع و حوادث سنه سبع و عشرين و ثمانمايه و قضايايى كه در اين سال به ظهور آمد . ( 1 )

چون بيدادگران خيل شتا ( 2 ) پاى عزيمت در ركاب رحيل آوردند و مقدمه سلطان عادل ربيع شقه‌هاى « 1 » سرادق اقامت بگستريد ، موكب اعلاى حضرت سلطنت شعارى با كمال عظمت و شكوه به عزيمت جانور پرانيدن در غره ربيع الاخر سنه سبع و عشرين و ثمانمايه به صوب سلطانيه ( 3 ) سرخس حركت فرمود و رايات همايون شاه و شاهزاده جهان و جهانيان فرازنده رايت بلند اخترى و بختيارى فروزنده شمع ابهت و كامكارى : شعر
شاهى كه مملكت ز جمالش كمال يافت * عالم ز نور راى منيرش جمال يافت نى ديدهء سپهر مر او را نظير ديد * نى چشم روزگار مر او را مثال يافت
- معز الحق و الدين - اميرزاده ( 4 ) بايسنغر بهادر [ خان ] - خلد اللّه تعالى ملكه [ و سلطانه ] - به صوب طوس و مشهد روانه گشت . حضرت ( 5 ) سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - بعد از آنكه چند روز در آن نواحى جانور پرانيد [ ند ] و شكارها كردند به جانب بادغيس معاودت فرموده در ييلاق چندگاه ديگر خيام اقامت در آن مقام ( 6 ) برافراشت . شعر
چو پرگار چرخ از بر كوه و دشت * بر اين دايره چند كرت گذشت
در ضمان اقبال و ظل ظليل به دار السلطنه نهضت فرموده ( 7 ) در غره جمادى الاخر
هامش
( 1 ) . عنوان ت : ذكر وقايع سنه المذكور ، در بالاى اين عنوان آمده : سبع و عشرين و ثمانمايه ( 2 ) . ل : ختا . ( 3 ) . ت : ندارد . ( 4 ) . ت : « اميرزاده » ندارد . ( 5 ) . م و ل : حضرت سلطنت شعارى خلد الله ملكه و سلطانه به صوب طوس مشهد روانه گشت ، حضرت . ( 6 ) . ت : « در آن مقام » ندارد . ( 7 ) . ت : نمودند . ( 1 ) شقه : پاره از هر چيز شكافته شده ( منتهى الارب ) .