تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 863

مساهمون:

ص٨٦٣
ايلچيان و داجيان كرده به استقبال بيرون آمدند و بسيار شهرى خوش بود و قاعده ( 1 ) بود كه آنجا بارهاى مردم مىگشادند و مىديدند كه دربار [ ها ] چه چيزست و هرچه حكم بود كه از ختاى بيرون نبرند مثل چاووچا . ( 2 ) « 1 » اما ايلچيان حكم حاصل كرده بودند كه بار ايشان نكاوند . « 2 » روز ديگر ايلچيان را طوى به عظمت دادند و تكلف بسيار كردند . از آنجا روزبه‌روز كوچ مىكردند تا پنجم شعبان به قراموران رسيدند و از آنجا به قرار هر روز به يامى و هر هفته و كمتر به شهرى رسيدندى ( 3 ) و طوى مىخوردند تا بيست و چهارم ( 4 ) شعبان به شهر قمجو كه چهارپايان و نوكران در وقت رفتن آنجا سپرده بودند ، رسيدند و كسان خود با هرچه گذاشته بودند ، همه به سلامت يافتند . فاما خبرهايى ياغيگرى بود در اطراف مغولستان و راه ناايمن نشان مىدادند ، بدان سبب آنجا توقف كردند تا دو ماه و نيم نزديك و در هفتم ذى قعده از قمجو كوچ كردند در هفدهم به سكجو رسيدند و آنجا خبر راه بديشان ( 5 ) مىدادند چند روز [ در ] آنجا توقف كردند . ايلچيان ( 6 ) شيراز و اصفهان ( 7 ) آنجا رسيدند : پهلوان جمال [ الدين ] از اصفهان ، ايلچى اميرزادهء اعظم اميرزاده رستم بهادر و امير حسن از شيراز ، ايلچى مخدوم‌زاده جهانيان ( 8 ) ابراهيم سلطان بهادر و بيش از حد صفت ناايمنى راه كردند و ايشان گريخته بيراهه بر كوهها زده بودند و رسيده و بدين سبب در سكجو مدتى ديگر مقام كردند تا منتصف محرم الحرام سنهء خمس و عشرين و ثمانمايه از سكجو كوچ كردند و چون به قراول رسيدند ، اهل قلعه گفتند كه قاعده اهل ختاى آن
هامش
- درست آن سنكان( SNKAN )يا سيان‌فو( SIANFU )كه همان سينگان‌فو( SINGANFU )باشد كه اين شهر عمدتا به چين كيانگ( TCHEN - KIANG )شناخته شده است . ( 1 ) . ش : خوش و بقاعده . ( 2 ) . ش : چازحا ( چاوها ) . ( 3 ) . ت و ش : مىرسيدند . ( 4 ) . ت و ش : بيست و سيم . ( 5 ) . م : « خبر راه بديشان » ناخواناست و در ل نانوشته مانده . ( 6 ) . م : ايلچيان را . ( 7 ) . ت : اصفاهان . ( 8 ) . ت : اميرزاده اعظم . ( 1 ) چا : معروف و مشهور است به چاى ، و آن برگى است كه از چين و ختا آورند و در آب جوشانده مانند قهوه خورند ( آنندراج ) . ( 2 ) اين رسمى كه هم اينك كالاهاى « مأموران سياسى » را در گمرك‌ها بازديد نمىكنند از قديمترين زمان مرسوم بوده است و سفرا مصونيت داشته‌اند هرچند گاهى هم اين رسم در خطر مىافتاد .