رسانيد كه امير يوسف وفات يافت . ( 1 ) بعد از آن در همان روز قاضى سيد عبد الله آمد و همين معنى تقرير كرد . چون حقيقت اين خبر به تحقيق پيوست ، حق سبحانه و تعالى در ازل پادشاه جهان را مظفر و منصور آفريده و ذات مباركش را به حسب خاصيت از ظفر و نصرت خطى تمام داده به حيثيتى كه بىتصدى زحمت و تحمل مشقت كار حضرت او ساخته و پرداخته ( 2 ) است تيسير اين فتح بزرگ كه سبب و ( 3 ) طراز فتوح بزرگ و زيور عروس دولت بود و مادر دهر به مثل آن عقيم ، از نتايج لطف يزدانى و سعادت آسمانى شناخت .
شعر
بنام ايزد به هيچ ايام از اينسان دولت و فتحى * نه كس ديدست در دوران و نىخواندست از ( 4 ) دفتر
ز حكم ( 5 ) حق به ملك اندر ، تو آن والاشهنشاهى * كه هستت بر شهان شاهى و هستى بر كيان سرور
به تائيد آسمانى هماى ظفر و فيروزى سايه بر بندگان دولت افكند و آفتاب سعادت و بهروزى از جبين انصار حق كه
« إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ
* « 1 » » روى نمود و نصر عزيز و فتح مبين طراز رايات و كتابهء اعلام همايون شد ، آرى :
بيت
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً * * « 2 » * بر علم خسرو مشرق ببين
آن علم يمن كه كردش خداى * صد علم فتح و ظفر بر يمين
رايات جهانگشايى به مباركى و طالع فرخنده عنان آسمانساى به طرف سلطانيه
هامش
( 1 ) . ت : پيشبندگى حضرت رسيد و خبر وفات امير يوسف رسانيد .
( 2 ) . ت : آماده .
( 3 ) . ت : ندارد .
( 4 ) . ت : در .
( 5 ) . ت : به حكم .
( * ) قسمتى از آيه 172 ، سوره 38 .
( * * )إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناًآيه 1 سوره 48 .
( 1 ) كه آنها نصرت خواهند يافت .
( 2 ) - ص 543