تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
تماشاى اين واقعهء بزرگ ، اجتماع كردند و از هم ميپرسيدند كه آيا مسيحىها با پيغمبر مباهله ميكنند يا از مقابلهء با او خوددارى ميورزند . زعماى مسيحى بحضور رسول آمدند و گفتند به همراه چه اشخاصى با ما مباهله مىكنى ؟ فرمود به همراهى بهترين افراد روى زمين ، آنها كه خدايشان گرامى داشته و اشاره بخاندان خود كرد . نصارا با تعجب گفتند چرا با اصحاب بزرگوار و ياران و پيروان گرانمايه و شايسته‌ات بمباهله نمىپردازى ! پيغمبر فرمود : با شما مباهله مىكنم به همراهى برترين مردم روى زمين و نيكوترين آفريده‌هاى خدا . مسيحيان به وحشت افتادند و ترسى شديد بر دلهاشان چنگ زد و چون فراريان از معركه برگشتند و به نزد پيشواى بزرگ خود اسقف مسيحى رفتند و گفتند : يا ابا حارثه در اين كار چه مىبينى ؟ اسقف كه از شدت وحشت اعتدال خود را از دست داده بود گفت : چهره‌هائى را كه من مىبينم اگر از خدا بخواهند تا كوهها را از جاى بركند ، چنين خواهد كرد . به اين گفته هم قناعت نكرد و با سوگند و برهان به پيروانش گفت ، مگر محمد را نمىبينيد كه دستهايش را به آسمان برداشته و بشما نگاه مىكند ، به حق مسيح قسم اگر دهان به قسم بگشايد ، هرگز به خانه و خاندان خود باز نخواهيم گشت . اسقف همچنان بسخن خود ادامه ميداد و بدلايل روشن و دريافت آشكارش مىافزود و مىگفت : آيا خورشيد را نمىبينيد كه رنگش ديگرگون شده و افق را نگاه نمىكنيد كه ابرهاى سياهش فرا گرفته ؟ ! بادهاى