تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
گرديد داستان مباهله است كه خداوند به پيغمبر خود فرمود ، خاندانش را براى مباهله با نصاراى نجران به منظور اثبات حقيقت نبوتش بصحنهء خطرناك نفرين بياورد و آيهء قرآن در اين باره چنين نازل شد : «
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
» . « 36 » يعنى : اگر آنها پيامبرى تو را نمىپذيرند بگو بيائيد فرزندانمان و زنانمان و نفسهايمان را بخوانيم و با يكديگر مباهله كنيم و از خدا بخواهيم كه بر دروغگويان نفرين و عذاب فرستد . خلاصهء داستان اينست كه گروهى از شخصيتها و علماى عيسوى مذهب نجران بمدينه آمدند و با پيغمبر بگفتگو و جدل پرداختند و پس از مباحثى كه در گرفت هر دو طرف قرار گذاشتند كه بمباهله پردازند و نفرين هميشگى و خشم فورى خداوند را براى دروغگويان بخواهند و با چنين اقدامى بخصومت خود پايان بخشند . در روز مقرر ، پيغمبر با خاندان خود براى مباهله بيرون آمد ، حسين را به آغوش گرفته و دست حسن را بدست داشت و زهرا كه نور شكوهمند عصمت هاله‌اى بر پيكر پاكش كشيده بود ، به همراه همسر بزرگش على ( ع ) بدنبال پيامبر مىآمدند . پيشوايان مسيحى هم با گروهى از عيسويان نجران و سواران « بنى حرث » با حشمتى برازنده بيرون شدند و گروهى انبوه از مردم براى
هامش
( 36 ) - سورهء آل عمران ، پيغمبر براى مباهله با نصاراى نجران جز على و فاطمه و حسنين كسى را با خود همراه نياورد ( تفسير فخر رازى ، تفسير نيشابورى ، در المنثور و صحيح مسلم ) .