در سومين روز روزهدارى ! فاطمه از باقيماندهء آردها نان پخت و در وقت افطار نان بر سفره گذاشت . در اين وقت كوبهء در را اسيرى كوبيد و به خاندان رسالت از گرسنگى شكايت برد . آنها هم براى سومين بار دست از خوردن كشيدند و نان را به اسير بخشيدند .
چه نيكوكارى از اين بزرگتر و چه ايثارى از اين والاتر ، پاك خدائى است كه چنين بندگانى بيافريد .
روز چهارم پيغمبر بديدارشان رفت و آنها را به آن حال ديد ، چه منظرهء وحشتناكى ؟ زردى بر سيمايشان نشسته بود و اندامشان از ناتوانى و گرسنگى ميلرزيد . حال پيغمبر دگرگون شد و فرياد زد : بداد من برسيد كه خاندان پيغمبر از گرسنگى ميميرند .
در اين وقت امين وحى بر پيغمبر فرود آمد و پيام جاودانهء پروردگار دانا را به او رسانيد . پيامى و آيهاى كه نام خاندان رسول را به عظمت ياد كرده و ايفاى پاداش آنها را در جهان ابدى بشارت داده بود .
اين سوره از مزد بزرگ خاندان پيغمبر حكايت ميكرد كه براى جلب خشنودى خدا و نزديكى بساحت قدس پروردگارى چنين بخشش بزرگى از خود نشان داده بودند و حسن ( ع ) چنين تكريم و تجليلى را از طرف خداوند نسبت به خود و پدر و مادر و برادرش در مىيافت و ابراز شكر ميكرد .
داستان مباهله
ديگر از امتيازات و برتريهائى كه نصيب حسن ( ع ) و خانوادهاش