كس نتواند با او در اين فضايل و خصايص برابرى كند و همچنين بايستى از هر لغزش و گناهى پاك و معصوم باشد . « 21 »
« علامهء حلى » در كتاب خود بنام « الفين » دو هزار دليل بر ضرورت وجود امام و لزوم عصمت او اقامه كرده است و نيز امام بايد داناترين مردمان روزگارش باشد ، زيرا اگر پيشواى مسلمين عنصرى نادان باشد هرگز نميتواند مردم را به نيكى و خير هدايت كند و به علت جهل مردم است كه نياز آنها به امامى عالم احساس مىشود و از پيش گفته شده است كه :
لا يصلح الناس فوضى لا سراة لهم * و لا سراة اذا جهالهم سادوا
يعنى : هرگز نابسامانيهاى مردم بسامان نمىرسد مگر آنكه رهبرى اصيلى راهبرشان باشد و هرگز مردمى كه نادانها بر آنها حكومت كنند ، بمقامى و الا نميرسند .
ولى اين از شرايط امامت نيست كه امام بدون توجه به موقعيتها و مصلحتها براى احراز زمامدارى قيام كند چنان كه سخن پيغمبر چنين اصلى را بيان ميدارد آنجا كه مىفرمايد : « حسن و حسين هر دو پيشواى امتند اگر براى اقامهء حق برخيزند يا بمصلحتى در خانه بنشينند » .
و اين همان حقيقت اصيلى است كه از زبان پيامبر بيان گرديده است .
هامش
( 21 ) - متكلمين عصمت را پديدهء لطف خدا ميدانند كه شامل افراد كامل بشر ميگردد و معصوم به نيروى آن از ارتكاب گناه و لغزش مصون است .