تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
دوستش بدار . « 5 » ( 1 ) روزى پيغمبر او را بدوش گرفته بود ، مردى گفت اى پسر بر مركبى خوب سوار شده‌اى . پيغمبر فرمود : او هم سوار خوبى است . « 6 » از مهر فراوان پيغمبر بفرزندش حسن ( ع ) اخبارى فراوان بما رسيده است و از جمله مىگويند چه بسا كه پيغمبر در حال سجده بود و حسن ( ع ) مىآمد و بر پشتش مىنشست و پيغمبر به همان حال ميماند و سجده را طول ميداد . « 7 » شبى پيغمبر نماز عشا مىگذاشت و سجده‌اى بسيار دراز بجا آورد پس از پايان نماز ، علت را از حضرتش پرسيدند ، فرمود : پسرم حسن ، بر پشتم سوار بود و ناراحت بودم كه پياده‌اش كنم . « 8 » روزى پيغمبر بر منبر بود و مردم را هدايت ميفرمود و پند ميداد ، حسن ( ع ) از منبر بالا رفت و پيغمبر او را گرفت و بر گردن خود نشانيد چنان كه برق خلخال او بر سينهء پيغمبر مىدرخشيد و از انتهاى مسجد ديده مىشد و تا سخنان پيغمبر پايان يافت ، حسن همچنان بر دوش او بود . « 9 » اينها برخى اخبار بود كه به تنهائى دربارهء حسن ( ع ) آمده است كه ضمن آنها شدت عشق و علاقهء پيغمبر نسبت به او به خوبى احساس مىشود و اينك به شرح اخبارى كه از پيغمبر دربارهء حسن ( ع ) و حسين ( ع )
هامش
( 5 ) - البداية و النهايه ، جلد 8 . ( 6 ) - الصواعق و حلية الاولياء . ( 7 ) - البدايه و النهايه ، جلد 8 . ( 8 ) - الاصابه ، جلد 2 . ( 9 ) - البدايه و النهايه ، جلد 8 .