- صاحب خانه - گفت :
( 1 ) اى كشندهء دوستان ! اى بهمزنندهء جمعيتها ! خداوند پسرانت را يتيم كند چنان كه پسران عبد اللّه را يتيم كردى .
امام به او فرمود : اگر من قاتل دوستان مىبودم ، كسانى را كه در اين خانه ، مخفيانه انجمن كردهاند مىكشتم و بخانهاى اشاره كرد كه گروهى از دشمنانش مثل مروان و پسر زبير و عبد اللّه بن عامر و ديگران در آن جمع شده بودند .
ياران امام خواستند بر آنها بتازند ولى على ( ع ) اجازه نداد و پس از گفتگوهائى كه با « عايشه » انجام شد ، عايشه گفت :
- ميخواهم با تو باشم و با دشمنانت مبارزه كنم .
- بازگرد بخانهاى كه پيغمبر برايت باقى گذاشته است .
اگر امام رعايت سياست روز را ميكرد ، لازم بود فورى پيشنهاد « عايشه » را بپذيرد ، اما او كه مركز حقيقت و كانون فضائل بود ميخواست درست بر طبق دستور دين رفتار كند و دين دستور ميدهد كه زن در خانهاش بنشيند و بتهذيب نفس خود پردازد و در جنجالهاى سياسى دخالت نكند .
« عايشه » از امام خواهش كرد كه خواهرزادهاش « عبد اللّه زبير » را ببخشد و امام او را بخشيد .
حسنين ( ع ) نيز دربارهء « مروان » شفاعت كردند و امام او را هم امان داد و بالاخره بخشش امام آن قدر گسترش يافت كه همهء دشمنان و معارضان خود را عفو فرمود .
بدستور امام ، « عايشه » با تجليل فراوان به راه افتاد و حسنين ( ع ) به امر آن حضرت شب و روز با « عايشه » حركت ميكردند . « عايشه » از بصره رفت ،
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 290
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص٢٩٠