تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
- صاحب خانه - گفت : ( 1 ) اى كشندهء دوستان ! اى بهم‌زنندهء جمعيت‌ها ! خداوند پسرانت را يتيم كند چنان كه پسران عبد اللّه را يتيم كردى . امام به او فرمود : اگر من قاتل دوستان مىبودم ، كسانى را كه در اين خانه ، مخفيانه انجمن كرده‌اند مىكشتم و بخانه‌اى اشاره كرد كه گروهى از دشمنانش مثل مروان و پسر زبير و عبد اللّه بن عامر و ديگران در آن جمع شده بودند . ياران امام خواستند بر آنها بتازند ولى على ( ع ) اجازه نداد و پس از گفتگوهائى كه با « عايشه » انجام شد ، عايشه گفت : - ميخواهم با تو باشم و با دشمنانت مبارزه كنم . - بازگرد بخانه‌اى كه پيغمبر برايت باقى گذاشته است . اگر امام رعايت سياست روز را ميكرد ، لازم بود فورى پيشنهاد « عايشه » را بپذيرد ، اما او كه مركز حقيقت و كانون فضائل بود ميخواست درست بر طبق دستور دين رفتار كند و دين دستور ميدهد كه زن در خانه‌اش بنشيند و بتهذيب نفس خود پردازد و در جنجالهاى سياسى دخالت نكند . « عايشه » از امام خواهش كرد كه خواهرزاده‌اش « عبد اللّه زبير » را ببخشد و امام او را بخشيد . حسنين ( ع ) نيز دربارهء « مروان » شفاعت كردند و امام او را هم امان داد و بالاخره بخشش امام آن قدر گسترش يافت كه همهء دشمنان و معارضان خود را عفو فرمود . بدستور امام ، « عايشه » با تجليل فراوان به راه افتاد و حسنين ( ع ) به امر آن حضرت شب و روز با « عايشه » حركت ميكردند . « عايشه » از بصره رفت ،