تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
[ مصراع ]
نى روى سفر كردن و نى روى اقامت
آخر الامر در دست امير [ قرا ] يوسف گرفتار گشت و قرا يوسف او را در قلعه ارجيش « 1 » محبوس گردانيد . چون خبر گرفتار شدن پسرش به امير شيخ [ 1 ] ابراهيم رسيد چندانچه نقود و اموال [ 2 ] از امير [ قرا ] يوسف تقبلات نمود [ 3 ] به جهت استخلاص پسر ، پيش [ 4 ] امير [ قرا ] يوسف مقبول نيفتاد و مدتى [ را ] در آن بند بماند . چون امير [ قرا ] يوسف را اين فتوحات دست داد ، عنان عزيمت به صوب مرند منعطف گردانيده به جانب يورت خود معاودت نمود و پيشتر ، بعد از قتل سلطان احمد ، حكم جزم [ 5 ] كرده بود كه تبريز را نهب و غارت كنند ، به جهت آنكه تبارزه [ 6 ] به رسيدن پادشاه [ 7 ] احمد بشاشت تمام نموده بودند و در جنگ ممد و معاون او بوده ، در اين ولا از سر آن گذشته گناه ايشان به ذيل عفو و امان بپوشيد و چون فصل تير ماه به آخر رسيد ، به عزيمت قشلاق در روز پنجشنبه بيست و چهارم ربيع الاخر [ 8 ] به شهر تبريز نزول كرد . هم در آن روز خبر رسيد كه اميرزاده اعظم اعدل اكرم اميرزاده رستم بن امير عمر شيخ بهادر - تغمد الله برحمتها - از اصفهان به سبب آنكه مدتى بود كه اميرزاده اسكندر اصفهان را محاصره كرده بود و اهالى آن به قحط و تنگى مبتلا گشته چنانچه شمه‌ئى از آن معروض گشته است ، التجا به امير يوسف كرده متوجه آذربايجان گشته است [ 9 ] و در روز يكشنبه بيست و هفتم به تبريز رسيد . امير يوسف در اعزاز و اكرام و تبجيل و احترام او مبالغه هرچه تمامتر فرمود و چند روز متعاقب طويهاى سنگين خورانيد و در روز سه‌شنبه سيزدهم رجب جهت روانه گردانيدن [ 10 ] اميرزاده رستم بهادر [ 11 ] به‌طرف مراغه توجه فرمود . چون به حدود ليلان رسيد ، امير محمد سارو تركمان كه از امراى بزرگ تراكمه عراق عرب بود ،
هامش
[ 1 ] . ت : گرفتار شدن كيومرث به پدرش شيخ . [ 2 ] . ت : تقبلات . [ 3 ] . ت : قبول كرد . [ 4 ] . ت : پسرش . [ 5 ] . ت : ندارد . [ 6 ] . ت : تبريزيان . [ 7 ] . ت : سلطان . [ 8 ] . ت : جمادى الاخر . [ 9 ] . ت : گشته . [ 10 ] . ت : كردن . [ 11 ] . ت : ندارد . ( 1 ) ارجيش : دژى معروف كه در ساحل شمالى درياچهء وان واقع است ، خواجه تاج الدين على شاه وزير تبريزى آن را حصارى كشيد و اكنون قلعه‌ئى محكم است ، حمد الله مستوفى نزهه - ص 118