جهاندارى از پادشاهان روزگار و خسروان كامكار به مزيد ارتقا مخصوص خواهد شد و اميرزاده جوانبخت شكوفه باغ كامكارى و گل بستان شهريارى و نهال چمن كمال و هلال آسمان اقبال [ 1 ] نور ديدهء مكرمت و نيروى بازوى معدلت كه در ظهور غره صباح زندگانى و زهور « 1 » گل باغ كامرانى كه ماه دولت هلال و سرو حشمت نهال است ، توشيح او به هنرهاى پادشاهانه و ترشيح « 2 » او در ارتقاى مدارج سرورى معاينه « 3 » و هويداست .
مصراع
بزرگ همت و بسياردان و اندك سال
جلال الحق و الدين محمد [ 2 ] جوكى بهادر - احسن الله به الامتاع و ادام به الانتفاع « 4 » - به مهم چنانكه سنتى موكد و قاعدهء ممهد است سنت كنند ، فرمان شد تا اسباب طوى و ما يحتاج مهيا گردانيدند . صيت اين سنت به ملاء اعلا و ساكنان عالم بالا رسيد ، ماه كه بريد [ 3 ] اقطار سموات و سياح منازل و مقامات است ، اين نويد به اطراف گردون و اكناف چرخ بوقلمون رسانيد و طبل اين سور و بشارت اين سرور بر بام آسمان فرو كوفت و عطارد كه مستنبط « 5 » علوم و مستخرج احكام نجوم است ، ارتفاع « 6 » قوس النهار به درجه و دقايق حاصل كرد و طالع وقت مشتمل بر سعود [ 4 ] دولت و سهم سعادت در زايجه « 7 » آن ثابت گردانيده و ناهيد كه مخدره
هامش
[ 1 ] . ت : جلال .
[ 2 ] . ت : « محمد » ندارد .
[ 3 ] . ت : نير .
[ 4 ] . ت : ندارد .
( 1 ) زهور : جمع زهره ، شكوفهها .
( 2 ) ترشيح : پروردن و ادب دادن ( منتهى الارب ) .
( 3 ) معاينه : ديدن ، به راى العين ديدن ، شاهد عينى بودن ( دهخدا ) .
( 4 ) نيك بسازد خداوند به وسيلهء او بهره بردن را و پيوسته بدارد به وسيلهء او سود بردن را .
( 5 ) مستنبط : بيرون آورندهء آب و علم و مانند آن ( منتهى الارب ) .
( 6 ) ارتفاع : خاستن ، برخاستن ، بلند شدن ، مقدار مسافت بلند شدن كوكب از افق تا سمت الراس و غايت آن نود درجه است ( معين ) .
( 7 ) زايجه : لوحهء مربع يا دايرهوارى است كه براى نشان دادن مواضع ستارگان در فلك ساخته مىشود تا براى به دست آوردن حكم طالع مولد ، ولادت ، زايش و چيزهاى ديگر بدان بنگرند ( دهخدا ) .