تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
فسا [ 1 ] بدوانيدند و از در بيرون در محلى كه فرود آمده [ بودند ] پيرامون گوران « 1 » خود خندق كندند و به جويها و توره [ 2 ] محكم ساختند و قراولان پيش فرستاده بنياد خرابى مشغول شده [ 3 ] و هريك دو روز جنگى على الرسم مىكردند و گاه‌گاه به قصد شبيخون [ از شهر ، جوقى ] بيرون آمدندى و گاه مظفر و گاه [ 4 ] از شيههء اسبى و نهيب پاسبانى بازگرديدندى . [ 5 ] چون مدت محاصره به چهل روز رسيد و فتح شهر متعذر مىنمود ، اميرزاده رستم و امراى اويراغ [ 6 ] « 2 » چنان ديدند كه عنان تاخت و تاراج بر صوب گرمسيرات شيراز كشند و تا سرحد هنك « 3 » و فال فرو پيچيده احشام ولايات را تار و مار كنند و بعد از آن از پسا « 4 » و شبانكاره و نيريز فرو نورديده آنچه مقدور بود ، از خرابى و كندن و سوختن و غارت كردن هيچ دقيقه را فرو گذاشت نكردند ، [ 7 ] گرگين لارى « 5 » نيز با ايشان ملحق شد و چون الجا و غنيمت بسيار جمع شد ، امراى اميرزاده رستم او را بر آن داشتند كه [ بعد از اين ] به جانب اصفهان مراجعت مىبايد نمود . بازگشته آن الجاها را به اصفهان رسانيدند و اميرزاده پير محمد بعد از مراجعت ايشان به تدارك خللهاى گذشته مشغول شد .
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد . [ 2 ] . ل : توده . [ 3 ] . ت : خرابى كردن مشغول گشتند . [ 4 ] . ت : « و گاه مظفر و گاه » ندارد . [ 5 ] . ت : از همديگر فرو ريخته باز مىكردند . [ 6 ] . ل : اويراق . [ 7 ] . ت : نكنند . ( 1 ) گوران : حلقه ، وقتى مغولان در جائى فرود مىآمدند ، به صورت دايرهء بزرگ قوم خود را در ميان مىگرفتند و بعد از اين روش در جنگ بهره گرفتند تا بيگانه نتواند به ميانشان راه يابد ( فرهنگ اصطلاحات ديوانى ) . ( 2 ) اويراغ / اويراق : ظاهرا همان ايراق است : دور ، كنار . ( 3 ) هنگ : ظاهرا اسم خاص است . ( 4 ) پسا : همان « فسا » از شهرهاى فارس است ( دهخدا و نيز - حمد الله مستوفى - نزهه ص 150 و نيز بارتولد - تذكره ص 173 ) . ( 5 ) از امراى محلى لار در فارس كه نسب خود را به گرگين ميلاد از پهلوانان شاهنامه مىرساندند . اين سلسله به‌دست شاه عباس اول منقرض گرديد ( احسن التواريخ ص 662 ) و نيز - احمد اقتدارى - لارستان كهن در مورد « گرگين ميلاد » . ص 36 و « گرگين شاه » ص 72 .