حكايت حوادث و وقايع سنهء اثنى و تسعين و سبعمايه « 1 » هجريّهء مصطفويّهء نبويّه « [ 1 ] »
در اين سال حضرت صاحب قرانى - انار اللّه برهانه - « [ 2 ] » بعد از آنكه از يورش مغولستان معاودت نموده بود در اواخر رمضان سنهء احدى و تسعين و سبعمايه لشكرها را اجازت انصراف داد به اوطان خود و به عيش و عشرت مشغول گشته به هيچطرف يورش « [ 3 ] » نفرمود و در دار السّلطنهء سمرقند ييلاق و قشلاق فرمود به ضبط و نسق ممالك دور و نزديك اشتغال نمود و طويهاى فراوان كرد و آغرلاميشهاى « [ 4 ] » « 2 » بسيار فرمود « [ 5 ] » و لشكرها را آسايش داده و حكايات عراق نيز اكثر در سال گذشته تقديم يافت .
فامّا در آذربايجان پيشتر « [ 6 ] » ذكر كرديم كه محمود خلخالى به تبريز رفت و تبريز گرفت و نوّاب خود ملك نظام الدّين و عمر قزوينى را آنجا « [ 7 ] » گذاشت . در اين ايّام كه شيخ على از قلعهء سلطانيّه پيش اغجكى بيرون آمد و بهسبب ماجرايى كه ميان ايشان واقع شد شيخ على پيش محمود خلخالى رفت و او را با لشكرى برداشته متوجّه سلطانيّه شدند .
در اين حال جمع تركمانان احمد برادر مصر و توساط « [ 8 ] » با غلبه به تبريز آمد و در شنب غازان نزول كرد . جالق در شهر بود و با ايشان دوستى داشت پيش ايشان رفت و ايشان را بديد و برگرفت و به شهر آورد ، به مدرسهء قاضى شيخ على فرود آمدند . « [ 9 ] » نوّاب محمود خلخالى بگريخته ، ايشان از شهر توقّعى كرده چيزى چند بستدند . آن خبر به محمود خلخالى رسيد از سلطانيّه بهجانب تبريز آمد ، تركمانان چون معلوم كردند كه محمود خلخالى با سههزار مرد متوجّه تبريز گشته است و به منقلاى نظام الدّين خلخالى و ستلمش
هامش
( [ 1 ] ) - ت : « هجريه مصطفويه نبويه » ندارد .
( [ 2 ] ) - م و ل : « انار اللّه برهانه » ندارد .
( [ 3 ] ) - ل : يورشى .
( [ 4 ] ) - ل : آلاغرييشهاى .
( [ 5 ] ) - ت : « آغرلاميشهاى بسيار فرود » ندارد .
( [ 6 ] ) - ت : ندارد .
( [ 7 ] ) - ت : ندارد .
( [ 8 ] ) - ت : « برادر مصر و توساط » ندارد .
( [ 9 ] ) - ت : آمد .
( 1 ) سال 792 ه . ق .
( 2 ) آغرلامشى : تفقد كردن ، مفتخر كردن ، كسى را مورد توجّه قرار دادن ( احسن التواريخ ، ص 822 ) .