تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
متوجّه افغان و گرمسير گشت مراحل و منازل و نواحى و برارى بر وفق مرام و حسب ارادت قطع مىكردند به هرگامى كامى مىديدند و به هر منزلى مقبلى در ربقه رقيّت و دايرهء خدمت مىآمد و طالع فرخنده هر صبحى طايفه را در طويلهء « 1 » تذليل و رشتهء تسخير مىكشيد ، طىّ آن مسالك [ 80 - آ ] به طريق قشلاميشى مىفرمود و مراحل و منازل به آهستگى مىپيمود ؛ تا هواى تيرماه پيدا شد . حوالى جرون مخيّم خيام جلال و مضرب سرادق عزّ و اقبال شد ، والى هرمز « 2 » به قرار سابق و قاعدهء قديم در مقام عبوديّت و محلّ انقياد و اطاعت ايستاده قصّاد و ايلچيان به حضرت روانه گردانيد و به ذيل عواطف و مراحم خسروانه متشبّث گشت و به عنايت سلطانى متوسّل شد و متّصل ارمغانى و بيلاكات ( 1 ) به حضرت روانه مىداشت و مال و متوجّهات مقرّر به خزانه مىرسانيد و از ولايت طارم و لار كه با گرمسير قرب جوار داشتند ، امرا به عزم زمين‌بوس عازم گشتند و رسم نثار ( 2 ) و پيشكش به تقديم رسانيد [ ند ] . به نظر عنايت و عاطفت ملحوظ گشتند و از جانب گيج و مكران كه اقصاى كرمان است ملك‌زادگان شمس الدّين و تاج الدّين شاه ( 3 ) را مال فرستادند و از مملكت فارس چون خبر استقامت امور دولت شاه شجاع مىشنيدند لشكريان به تدريج به عساكر ميمون ملحق مىگشتند . چون ولايت ( 4 ) گرمسير در اين تاريخ در غايت آبادانى و نهايت معمورى بود حكم فرمود تا اتراك افغانى و جماعت افغانان ( 5 ) وجه مال خراج به دستور ادا كنند و الّا هرسال هزار نفر سوار مرتّب مكمّل به يورش حاضر گردانند . ( 6 ) اتراك افغانى از ديوان التماس تخفيف نمودند و در ديوان به سمع رضا مقرون نيفتاد ، قرار بر آن شد كه مال به دستور خراج جواب گويند . مقرّر شد كه خواجه محمّد عيسى آن مملكت عريض را مساحت كرده ؛ واجبى ديوان مقدارى كرامند مىشد از آن التماس نادم گشتند و از نوّاب ديوان التماس نمودند كه دو هزار ( 7 ) سوار هرسال به يورش حاضر شوند تا ايشان را از عشر اجناس مقرّر و واجبى مراعى معاف دارند اين نيز مسموع نيفتاد و در ستاندن واجبى
هامش
( 1 ) - م و ت : بيلاك . ( 2 ) - ت : نياز . ( 3 ) - ت : ندارد . ( 4 ) - ل : ولايات . ( 5 ) - ت : افغانى . ( 6 ) - م و ل : گردند . ( 7 ) - ت : ندارد .
( 1 ) طويله : رشته ( لغتنامه ) . ( 2 ) منظور توران شاه پسر قطب الدّين تهمتن است از ملوك هرمز كه از سال 747 ه . ق . تا 9 / 778 ه . ق . سلطنت داشته است . تاريخ عصر حافظ ، صص 86 و 225 .