دولتشاه بامداد با غلبهء ملازمان به در بارگاه حاضر شد او را با معدودى چند به خلوت درآوردند ، چون درآمدند ( 1 ) دولتشاه ( 2 ) را بگرفتند و برادرش عليشاه و حسن نوذر و دولتشاه نوروزى و على خرگوشى جمله را به ياسا رسانيدند
« وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ
* » . « 1 »
چون پادشاه خاطر از كار دولتشاه بپرداخت بلوكات و ولايات امرا و اركان دولت خود حوالت فرمود بلوك خبيص و احشام سجزى ( 3 ) « 2 » و بلوچ بر سلطان مظفّر الدّين شبلى مقرّر شد و ولايت شهر بابك به نوّاب امير معزّ الدّين صفاهانشاه حوالت رفت و كوبنان و بافق و بهاباد در اهتمام اختيار الدّين حسن فرمود ، دار الملك كرمان كه محلّ نشو و نما و منشأ ترقّى و استيلاء آن خاندان بود به تجديد باز در آن ديار اسباب كامكارى و موّاد كامرانى و كاميابى ( 4 ) جهانبانى محصّل شد . نوّاب ديوان خاصّه ضبط نمودند ( 5 ) ، تمّت .
ذكر توجّه حضرت سلطان جلال الدّنيا و الدّين ( 6 ) شاه شجاع بن امير مبارز الدّين محمّد ( 7 ) به جانب افغان
چون التفات خاطر همايون از ضبط دار الملك كرمان و ولايات بازپرداخت و شهر و نواحى را « تارة بعد أخرى » « 3 » آب و رونقى از آثار نصفت كرامت فرمود حركت ركاب همايون به جانب گرمسير اولى ديد . نوّاب كامكار مصالح يورش لشكر و تهيّهء اسباب سفر معدّ و مهيّا گردانيدند ( 8 ) :
مصراع
سعادت در ركاب و بخت همراه
هامش
( 1 ) - ت : درآمد .
( 2 ) - ت : او .
( 3 ) - هرسه نسخه : سنجرى .
( 4 ) - ت : « و مواد كامرانى و كاميابى » ندارد .
( 5 ) - ت : « نواب ديوان خاصّه ضبط نمودند » ندارد .
( 6 ) - ت : « سلطان جلال الدنيا و الدّين » ندارد .
( 7 ) - ت : ندارد .
( 8 ) - ت : گردانيد .
( * ) قسمتى از آيه 29 سوره 5 .
( 1 ) اين است پاداش ستمكاران .
( 2 ) مطلع : « احشام سجزى » ، ص 363 .
( 3 ) فرصتى بعد از فرصت ديگر .