تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
لشكرى كه حاضر بود متوجّه دولتشاه شد به پسينگاه روز
« يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ
* » « 1 » بود . دولتشاه با لشكرى آراسته در مقابل آمد . امير درسون و امير صفا و امير دولتشاه نوروزى و على خرگوشى را در بوانغار ( 1 ) بداشت و جوانقار با ميرك نوروزى و شاه على و سليمان شاه استحكام داد و قول به خاصّه ( 2 ) و برادرش عليشاه و ملك محمّد و حسين ابو ذر ( 3 ) با غلبهء به وى ( 4 ) نوكران كه اكثر رضيع تربيت و صنيع دولت پادشاه بودند كافر نعمتى بنياد نهاده ( 5 ) از جانبين صفّ قتال آراسته شد و آتش حرب اشتعال يافت و نيران كين التهاب پذيرفت . پادشاه از حضرت عزّت مدد طلبيده عنان اختيار به رايد « 2 »
« وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ * *
» « 3 » سپرده از قربوس « 4 » گرز رويين بركشيد و متوجّه صفّ اعداء گشت . چون آفتاب طلعتش از برج سعادت طالع شد كوكب منحوس برج اعداء را پرتو و ضياء نماند . دولتشاه چون در برابر آمد رعب و هراسى بر او ( 6 ) مستولى گشته ( 7 ) گريز را غنيمت ( 8 ) دانست تمام بنه و اغرق و ساز و سلاح در آن صحرا بگذاشتند و پشت به هزيمت داد و روى به گريز نهاد . بعضى عنان پيچيدند و در همان محلّ شرف ركاب‌بوس پادشاه دريافتند ، ( 9 ) و بعضى آواره و پراكنده گشتند و متفرّق شدند و غلبه‌ئى در قيد اسار گرفتار آمدند ، چون پادشاه ( 10 ) شاه شجاع را چنين فتحى به آسانى دست داد اداى شكر آن ( 11 ) آيت ( 12 )
« وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ * * *
» « 5 » را مقتدا ساخته
« وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ * * * *
» « 6 » را كار فرموده و بر وعده
« وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ * * * * *
« 7 »
هامش
( 1 ) - ت : بوانغار . ( 2 ) - ل : خاصهء خود . ( 3 ) - م : لنورد . ( 4 ) - ت : ندارد . ( 5 ) - ت : نماند . ( 6 ) - ت : به روى . ( 7 ) - ت : شد . ( 8 ) - م و ل : غنيمتى . ( 9 ) - م . ل : دريافت . ( 10 ) - ت : « پادشاه » ندارد . ( 11 ) - ت : « به جاى اداى شكر آن را » تكرار شده است . ( 12 ) - ت : آيه . ( * ) قسمتى از آيه 166 ، سوره 3 . ( * * ) قسمتى از آيه 126 ، سوره 3 . ( * * * ) قسمتى از آيه 134 ، سوره 3 . ( * * * * ) قسمتى از آيه 134 ، سوره 3 . ( * * * * * ) قسمتى از آيه 134 ، سوره 3 .
( 1 ) روز برخورد آن دو گروه . ( 2 ) رايد : پيك ( لغتنامه ) . ( 3 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 135 . ( 4 ) قربوس : كوهه زين ( منتهى الارب ) . ( 5 ) - زبده ، بخش دوم ، 1 / ج ، ص 269 . ( 6 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 269 . ( 7 ) خدا نيكوكاران را دوست دارد .