ادوات طوى و مهماندارى مهيّا گردانيده چون امير خضر رسيد ( 1 ) استقبال نمود و در اعزاز و اكرام او خدمتهاى پسنديده تقديم نمود .
امير خضر به ولايت خود رفت و امير صاحب قران به مقرّ عزّ خود بازگشت ، خبر شنيد كه امير حسين بر عقب تغلق سلدوزى كه متوجّه امير بايزيد گشته بود روان گشته ( 2 ) امير صاحب قران نيز با لشكر خود به مدد امير حسين روانه شد و هردو در قهلقه ( 3 ) « 1 » به يكديگر رسيدند . و امير صاحب قران وظيفهء طوى و پيشكش تقديم رسانيد و به اجازت او مراجعت نموده به محلّ خود بازگشت . امير حاجى برلاس كه از خراسان معاودت ( 4 ) نموده بود پيش امير بايزيد رفت . امير بايزيد رعايت خاطر او واجب ديد و با يكديگر اتّفاق نموده لشكر جمع كردند كه به سر امير خضر روند و امير صاحب قران چون با امير خضر به اتّفاق به مدد امير حسين رفته بود و ميان ايشان اتّحاد بود لشكر خود جمع كرده به امير خضر پيوست و به اتّفاق روانه شدند . چون به آقيار رسيدند امير حاجى برلاس در مقابل آمد و جنگى واقع شد و آن روز آن حرب ميان ايشان قائم بماند ( 5 ) ، امّا اردوان در آن معركه به قتل رسيد ، امير صاحب قران با امير خضر ( 6 ) متوجّه سمرقند شدند ، بعضى از لشكريان كش كه ملازم امير صاحب قران بودند بىرخصت جدا شده به جانب امير حاجى برلاس رفتند . امير خضر بر امير تيمور بدگمان شد و اين معنى ظاهر كرد ، چنان كه بودن امير تيمور آنجا محلّ دغدغه و تفرقه شد . بنابرآن بىاختيار امير صاحب قران از امير خضر جدا شد ( 7 ) روى به طرف امير حاجى برلاس نهاد و امير بايزيد اين معنى را غنيمت دانست و به وصول او شادمانيها كرد . ( 8 )
بعد از آن امير صاحب قران مقدّمه و منقلاى لشكر شده متوجّه امير خضر شدند ، چون به هم ( 9 ) رسيدند ( 10 ) آتش حرب افروخته شد و ديدهها به سوزن تير و نيزه دوخته آمد ( 11 ) و جنگى واقع شد كه قصّهء ( 12 ) اسفنديار و رستم را فراموش كردند . امير خضر گريز را عين فيروزى دانست و امير بايزيد به يمن مساعدت امير صاحب قران مظفّر و منصور
هامش
( 1 ) - ل : برسيد .
( 2 ) - م و ل : ندارد .
( 3 ) - م و ل : قلغن .
( 4 ) - ل : مراجعت .
( 5 ) - م و ل : ماند .
( 6 ) - ت : منصور .
( 7 ) - م و ل : گشته .
( 8 ) - م و ل : نمودند .
( 9 ) - م و ل : يكديگر .
( 10 ) - م و ل : پيوستند .
( 11 ) - ت : شد .
( 12 ) - م : قضيّه .
( 1 ) مطلع : « در قهلقه كه به دربند آهنين مشهور است به يكديگر رسيدند » ، ص 310 .