شعر
نسب كأنّ عليه من شمس الضّحى * نورا و من فلق ( 1 ) الصّباح عمودا « 1 »
حكايت آلانقوا در تاريخ مغول و اجداد چنگيز خان شرح داده آمده است .
شعبهء امير صاحب قران از اجداد چنگيز خان در فرزندان تومناى خان بن بايسنغر خان جدا مىشود و او را فرزندان بسيار ( 2 ) بودند از آن جمله قبل خان چهارم پدر پادشاه جهانگير چنگيز خان و قجولاى نويان برادرش ، هشتم پدر امير صاحب قران است و اصل قبيله برلاس آن قجولاى نويان است و در زمانى كه پادشاه جهانگير چنگيز خان ( 3 ) فرزندان را تربيت مىفرمود ، فرزند دويّم خود چغتاى خان را كه به ياساويسون « 2 » از ساير فرزندان ممتاز بود به نوازش مخصوص گردانيده از خلاصهء لشكر خود جمعى گزين كرده كه مقدم ايشان قراجار نويان پنجم پدر امير صاحب قران - انار اللّه برهانه - بوده و به رأى و كفايت و ياسا و شجاعت او اعتمادى تمام داشته ضبط كار ملك و ياساويسون پادشاه كامكار چغتاى خان كه به عقل و دانش او حواله ( 4 ) كرد و او به كفايت آن مهم قيام نموده ؛ به نوعى در آن امر شروع نمود كه آثار كفايت و درايت و شفقت و مرحمت او بر جهان و جهانيان روشن گشت . عقل دوربين و رأى رزين و همت بلند را بر ضبط امور مملكت مصروف گردانيد و وظايف انصاف و انتصاف به تقديم رسانيد و در زمان چغتاى خان امير الامرا بود ، و چون چغتاى خان دعوت حقّ را اجابت نمود همچنان برقرار آن منصب به دو تعلّق داشت . در عهد خانيّت قرا هولاكو ( 5 ) در شهور سنهء اربعين و سبعمايه قراجار نويان نيز قصر وجود از ميزبان روح بپرداخت . بعد از آن چنان كه شيوه ( 6 ) گردش گردون و شيوهء روزگار بوقلمون است فترات زمان و طوارق هوان « 3 » در بلاد مترادف و متوالى گشت ؛ و ميان فرزندان چغتاى خان چنانكه قصّهء آن مشروح و مفصّل به موضع خود آمده است در ممالك ماوراء النهر و تركستان مخالفت و منازعت پيدا
هامش
( 1 ) - م : خلق .
( 2 ) - م و ل : ندارد .
( 3 ) - ت : ندارد .
( 4 ) - م و ل : حوالت .
( 5 ) - م : قرا هولاجو .
( 6 ) - م و ل : ندارد .
( 1 ) نسبى كه بر آن از شعاع خورشيد نورى و از سپيدهدم ستونى بود .
( 2 ) يوسون / يسون : دستور را گويند همان ياسا است ( آنندراج ) .
( 3 ) هوان : خوارى ( نفيسى ) .